در ورزش وقتی زیادی موفق باشی مریض می شوی در سیاست وقتی زیادی مریض باشی موفق می شوی
در ورزش باید وارد رقابت شوی تا صلاحیتت را اثبات کنی در سیاست باید صلاحیتت را اثبات کنی تا وارد رقابت شوی
در ورزش باید کنار بکشی تا اسراییل سودش را ببرد در سیاست باید شاخ و شانه بکشی تا اسراییل سودش را ببرد
در ورزش مردم چهار سال منتظر می مانند تا در المپیک بعدی بفهمند سر کار بوده اند در سیاست مردم از اول می دانند سر کارند اما تا انتخابات بعدی چهار سال منتظر می مانند
در ورزش اگر موفق باشی می گزارند وارد سیاست شوی در سیاست اگر ناموفق باشی می گزارند مسئول ورزش شوی
در ورزش مردم انتظار دارند غیرتی شوی تا خوب بازی کنی در سیاست مردم چنین انتظاری ندارند پس هر طور خواستی می توانی بازی کنی
در ورزش اول باید موفق شوی تا وارد تبلیغات شوی در سیاست اول باید وارد تبلیغات شوی تا موفق شوی
در ورزش قراردادی که می بندی به مردم ربطی ندارد اما همه می خواهند بدانند چطور قرارداد بستی در سیاست قراردادی که می بندی به مردم ربط دارد اما هیچکس نمی خواهد بداند چطور قرارداد بستی
در ورزش هر رشته ورزشی یک پدر دارد اما سیاست کلا پدر مادر ندارد
در ورزش یازده نفر می دوند تا یک نفر گل بزند در سیاست 70 میلیون نفر می دوند تا یکنفر گند بزند
در ورزش اگر ریش داشته باشی گیر می دهند در سیاست اگر ریش نداشته باشی گیر می دهند
در ورزش اگر حاشیه داشته باشی در دردسر می افتی در سیاست اگر حاشیه از نوع امنش را نداشته باشی در دردسر می افتی
