
وقتی صحبت از فضای مجازی می شود همه به یاد فضای اینترنت یا cyberspace می افتیم. اما در واقع فضای مجازی دیگری هم وجود دارد که تاریخ پیدایش آن بسیار قدیمی تر از اینترنت بوده و زمانی هم که در آن صرف می کنیم دست کمی از اینترنت ندارد. این فضای مجازی ناشناخته همانا فضای توالت است.
سابقه اشنایی من با ویژگی های توالت به عنوان فضای مجازی به سالها قبل یعنی پیش از اینکه پای اینترنت به ایران باز شود بر می گردد. البته این اشنایی نه مستقیما از خود توالت بلکه از جایی نزدیک به آن یعنی حمام شروع شد. یک روز که آب گرمکن منزل خراب بود ناچار شدم به حمام عمومی بروم. همینطور که داشتم لباسم را در می آوردم روی چوب جارختی چشمم به نوشته ای افتاد که با خطی زیبا نوشته بود (( عالم محضر خداست در محضر خدا گناه نکنیم )). پیش خودم فکر کردم مگر در حمام چه گناهی می شود کرد؟ کمی فکر کردم بعد به خودم گفتم آهان! همانطور که داشتم لباسم را در می آوردم به اطراف نگاه کردم تا شاید باز هم توصیه های آموزنده ای پیدا کنم. روی در حمام با خطوط کج و معوج یک سری جملات غیر آموزنده نوشته شده بود اما چیزی که به یک باره توجهم را جلب کرد نوشته ای طولانی شبیه طومار بود که از اواسط در حمام شروع می شد و تا پایین آن ادامه داشت.
از بالای سکوی رختکن پایین پریدم و روی زمین نشستم تا بتوانم نوشته را بخوانم. داستانی بود که راوی آن دختری بود که از اشناییش با یکی از پسرهای محل می گفت و داستان رفتنش به خانه آن پسر و آنچه بر او رفته بود را با جزییات کامل تعریف کرده بود.
خواندن داستان که تمام شد با خودم گفتم تو این محل عجب اتفاقاتی میوفته تا ادم نیاد حمام عمومی نمیفهمه تو دنیا چه خبره.
ولی بلافاصله نوشته ای که زیر داستان با خطی دیگر نوشته شده بود نظرم را جلب کرد. شخصی با یک دست خط دیگر نوشته بود. ((غلط کردی تو پسری فکر کردی ما خریم؟ )) بعد تازه متوجه شدم تعداد زیادی کامنت دیگر هم در اطراف آن نوشته شده است. زیر دوش داشتم به آن داستان و نظرات زیر آن فکر می کردم. بیشتر از اینکه خود داستان نظرم را جلب کرده باشد چیزی در آن جمله ((غلط کردی تو پسری)) نظرم را جلب کرده بود که نمی دانستم چیست و بدجوری رو مخم راه می رفت.
بعد از آن نوشته های در و دیوار توالت ها برایم به موضوعی جالب تبدیل شد و دریافتم عرصه توالت نوشت ها بسیار گسترده است که می توان آن را ادب المبال نامید.
سالها بعد که با ورود به دنیای دیجیتال با مباحث فضای مجازی و هویت مجازی آشنا شدم این مساله برایم روشن شد که سالها و شاید قرنها پیش از اینکه اینترنتی به وجود بیاید این هویت مجازی مظلومانه در گوشه توالتها به سر می برده بدون اینکه کسی به آن توجه کند. به فکرم رسید در مقالات خارجی جستجو کنم ببینم مقاله ای در مورد هویت مجازی در توالت پیدا می کنم یا نه اما چیزی پیدا نشد. عاقبت به موضوع کارکرد رسانه ای توالت هم رضایت دادم اما باز هم چیزی پیدا نشد. آخر به این نتیجه رسیدم که در کشورهای دیگر به جز ایران از توالت هیچ استفاده دیگری به جز همان کارکرد اصلی آن نمی شود. مشاهدات خودم در توالتهای کشورهای خارجی هم این مساله را تایید می کرد.
تقریبا پرونده این مساله در ذهن من بسته شده بود تا اینکه تجربه ای در یک توالت طی سفر به یکی از کشورهای شرق اسیا فرضیه قبلی من را ابطال کرد.
توی خیابانی که با هتل محل اقامتم حدود بیست دقیقه فاصله داشت دنبال دستشویی می گشتم که عاقبت یک دستشویی عمومی را در جایی پیدا کردم و وارد شدم.به محض ورود فضای نکبتی و گند آلود داخل دستشویی به همراه بوی غیر قابل تحمل آن شوک شدیدی را به ادم وارد می کرد. وسط آن فضا لحظه ای محاسبه کردم که فشار نیاز به دستشویی بیشتر است یا بوی غیر قابل تحمل دستشویی. با توجه به فاصله بیست دقیقه ای تا هتل داشتم در ذهنم افزایش فشار احتمالی طی راه را هم محاسبه می کردم این بود که کمی مکثم طول کشید. در این لحظه صدایی از پشت سر گفت: ((Hey Mister)) برگشتم و پسرکی را دیدم که به قوطی حلبی ای که روبه رویش روی یک میز قرار داشت اشاره می کرد. کنارش دختری نشسته بود که داشت از درون یک کاسه با از آن چوب دوتایی ها غذا می خورد. در شگفت بودم از اینکه چرا لااقل برای غذا خوردن مکان مناسبتری را انتخاب نمی کند. دختر لبخند زد. بعد پسرک به زبان خودشان چیزی گفت که دخترک خندید. به خودم گفتم الان اگر برگردم فکر می کند نخواسته ام دوزار پول توالت را بدهم. درشت ترین سکه ام را انداختم توی قوطی اش و فورا وارد توالت شدم. در آن فضای درب و داغان و مخروبه چیز جالبی دیدم که فرضیه قدیمی ام را ابطال می کرد. روی دیوار توالت توانستم دست خطهایی با 7-6 زبان مختلف مانند چینی المانی فرانسه انگلیسی عربی اسپانیولی را شناسایی کنم که نشان میداد این توالت علی رغم فضای نکبتش فرایند جهانی شدن را به خوبی طی کرده است.
این تجربه باعث شدم بفهمم پدیده توالت نویسی در سراسر جهان معمول است البته نه در توالت های با کلاس. بعد از ان با جستجو در اینترنت فهمیدم حتی کتابی نیز در این مورد نوشته شده. چند تا سایت مختلف هم وجود دارد که مجموعه ای از توالت نوشت ها را فراهم کرده اند. این سایت ها را می توانید با جستجوی عبارت toilet graffities پیدا کنید. البته می توانید به جای toilet از کلمه bathroom و به جای graffities از writings استفاده کنید.
پ. ن: چیزی که باعث شد یاد این موضوع قدیمی بیافتم بحثی است که تازگیها در وبلاگهای آلمانی زبان در مورد ارزش وبلاگ نویسی و تاثیرات اجتماعی ان راه افتاده. اخیرا شخصی به نام Jung von Matt که در رسانه های آلمان مشهور است گفته ارزش وبلاگها بیشتر از دیوار توالت ها نیست و وبلاگ نویسی تا کنون نتوانسته به عنوان یک رسانه تحول فرهنگی مثبتی را ایجاد کند.
فکر می کنم این بحث برای ما هم اهمیت داشته باشد که ایا وبلاگها می توانند ارزش رسانه ای داشته باشند یا اساسا باید از وبلاگ انتظار تاثیرگذاری اجتماعی داشت یا به قول آقای von Matt وبلاگ چیزی در حد دیوار توالت است؟
این نوشتار در حد طرح سوال بود فکر نمی کنم اگر طولانی تر از این شود کسی بخواند.

سلام…ممنونم دوست عزیز:)
با اینکه خلاصه نویسی را از اولویت های وبلاگ میدانم ولی اجالتا نوشته شما را کامل خواندم. البته ارزش خواندن داشت!
“دیفال مستراح” یکی از لینک های وبلاگ من هست. تا حالا راجع بهش اینجوری فکر نکرده بودم.
ضمنا این نوشته هم یه جورایی هم جهت پی نوشت شماست:
http://chapkook.blogfa.com/post-63.aspx
کافه نادری: ممنون از لطفت دوست عزیز. این لینک را به متن اصلی اضافه می کنم. مرسی
با عرض سلام خدمت کافه نادری عزیز و محترم
قربان جسارتا و با کمال افتخار لینک وبلاگ شما را اضافه کردم.
با تقدیم احترام
محمد (ققنوس)
کافه نادری: اختیار داری دوست عزیز. ممنون از لطفت
سلام صاب کافه .
کجایی پس؟
کافه نادری: تو کجایی رفیق؟ من که هستم. چه خبر؟ خوش می گذره؟
آقا خیلی کیف کردیم
لدتدذرغاربطغتعتمنداذاذزبطیعتتهرتئمککگوئدذرزغلللللللللللللللللللللذننمنممظط
agha kheily khoob bood, mersi vaghen