آن مرد آمد
]ن مرد با دموکراسی آمد
آن مرد 150 سال پس از لغو برده داری آمد
آن مرد 50 سال پس از مارتین لوتر آمد
آن مرد از کلبه عمو توم آمد و به کاخ سفید رفت …..
پیروزی اوباما پیروزی دو رویا بود. رویای اول همان رویای آمریکایی “American dream” است. پیروزی اوباما ثابت کرد آمریکا هنوز هم سرزمین فرصت ها است. رویای دوم رویای برابری رویای عبور از مرزهای ساختگی قومیت و نژاد
پیروزی اوباما برای من تلخ و شیرین است. شیرین است چون نشانه دیگری است از پیروزی دموکراسی و آرمان برابری. اما برای منی که هنوز هم مشکلاتم همان مشکلات هفتصد سال پیش است همان مشکلات هزار سال پیش است. برای منی که حافظ را شاعری معاصر می یابم که هنوز هم گذرگاه عافیت تنگ است و هنوز هم مفتی و محتسب تزویر می کنند و ……
آری تلخ است چون مرا به یاد نداشته هایم می اندازد. به یاد اینکه بیش از هزار سال است که حتی دیگر رویایی هم ندارم. رویایی هم نداریم.
شیرین است مشاهده تلاش ملتی که در راه آرمانهای بزرگی تلاش می کند. ملتی که پرتکاپوترین ملت جهان است و سرچشمه بسیاری از دردهای امروز و درمانهای فردا اما …..
با این همه بگذار دایی جان ناپلئونهای حرفه ای همه اینها را نمایشی ساختگی بدانند. حتی اگر نمایش هم باشد نمایش زیبایی است نه؟
من ترانه جان لنون را زیر لب زمزمه می کنم
پ.ن: این چند سطر را در حالی نوشتم که عازم سفر هستم و فرصتی برای کارهای متفرقه ندارم با عجله نوشته شد و چیز جالبی از اب در نیامد اما نمیشد از کنار پیروزی اوباما گذشت


مثل همیشه خوب بود.رفتم به غربت weblogchi.com
کافه چی: دوست عزیز مگه میشه ادم فعالی مثل شما با این همه دوستهای خوبی که داری تو غربت باشی
بله … خوب بود مثل هميشه
بخصوص عنوان دوست داشتني اش
زنده باشي!
کافه چی: ممنونم دوست عزیز
ا، چه جالب؛ من هم سفر هستم ولی نمیشه واسه تو چیزی ننوشت ; – )
کافه چی: مرسی خوشحالم که دوباره نطقت وا شد
بغض کردم ، درک می کنی ؟
کافه چی: اره می فهمم
گور بابای اوباما . خودت کجایی؟
کافه چی: آمدم