
به تازگی گوگل سرویس جدیدی را ارائه کرده که پس از وارد کردن هر کلید واژه، کلید واژه های مشابهی را که بیشترین جستجو را داشته نمایش می دهد. همانطور که می شود پیش بینی کرد کلید واژه های ث ک ث ی در راس همه جستجو ها قرار دارد. زیاد فرقی نمی کند چه کلید واژه ای را وارد کنید، به عنوان مثال اگر کلمه “بهترین” را وارد کنید بیشترین جستجویی که به نمایش در می اید “بهترین سایت ث ک ث ی” است. اگر “اولین” را وارد کنید جستجوی “اولین سایت ث ک ث ی ” به نمایش در می اید و در مقابل کلید واژه “آدرس” جستجوی “آدرس سایت ث ک ث ی” و “آدرس خانه عفاف” دیده می شود. عمق فاجعه تا انجا است که حتی اگر کلمه “آخوند” را وارد کنید بیشترین جستجو مربوط به “آخوند ث ک ث ی” است!
یکی از جنبه های جالب این سرویس این است که ادم متوجه می شود که دیگران به همان مسایلی که برایمان جالب است چگونه نگاه می کنند و گاهی کلید واژه های پر کاربرد انقدر دور از ذهن است که ادم جستجوی خودش را فراموش می کند و دنبال همان کلید واژه غریب را می گیرد که ببیند دیگران دنبال چه هستند.
اگر کلمه “چگونه” را وارد کنید بیشترین جستجوها به این صورت مشاهده می شوند:
چگونه جذاب شویم
چگونه دوست دختر پیدا کنیم
چگونه چت کنیم
چگونه چاق شویم
چگونه پولدار شویم
چگون درس بخوانیم
چگونه لاغر شویم
چگونه وبلاگ بنویسیم
بنابر این می شود نتیجه گرفت ایرانی خوشبخت ادم چاق و جذابی است که چت می کند و دوست دختر پیدا می کند. بعد از مدتی متوجه می شود این کارها برای فاطی تنبان نمی شود و گذشته از این هیچ دختری با یک پسر چاق و جذاب اما بی پول دوست نمی شود بنابر این تصمیم می گیرد پول دار شود اما به هر دری می زند نمی شود و در نتیجه تصمیم می گیرد درس بخواند و در نهایت وبلاگ نویسها ادمهای لاغری هستند که یا در کنکور قبول نشده اند یا مدرکشان را گرفته اند و دیگر از چت کردن و دوست دختر پیدا کردن خسته شده اند.
یکی از نکات جالب این است که تنها با وارد کردن حرف ک نام آن سه عضو شریف بدن به ترتیب به عنوان بیشترین جستجوها دیده می شود اما جستجویی که در رتبه چهارم قرار گرفته از این هم جالب تر است. این یکی نه عضوی از بدن بلکه یکی از اعضای کابینه رییس جمهور محبوب است. جناب کردان!
یکی از کلید واژه هایی که من را به فکر فرو برد “آخوند با حال” بود که بعد از “آخوند ث ک ث ی” بیشترین میزان جستجو را داشت. این واژه را که دیدم تازه به صرافت افتادم که چیزی به نام اخوند با حال هم وجود داشته و ما از ان بی خبر بودیم. از خیر جستجوی خودم گذشتم و اخوند با حال را جستجو کردم ببینم چه جور موجودی است. پس از جستجو و تحقیق متوجه شدم اخوند با حال مبحث بسیار گسترده ای است و اصناف و اقسامی دارد و شامل انواع زیر می باشد:
1- آخوند مدرن: برای اینکه اخوندی در این دسته قرار گیرد لازم نیست شاتل هوا کند، تئوری داروین را قبول داشته باشد یا از حقوق بشر دفاع کند. کافی است با موبایلش عکس بیاندازد و وبلاگ داشته باشد. بد نیست برای محکم کاری یک دستگاه پخش ام پی تری هم داشته باشد و اگر سیاوش قمیشی گوش کند که دیگر ساختارشکنی کرده و بعید نیست اخوند پست مدرن محسوب شود. به طور خلاصه یک اخوند مدرن باید بتواند بعضی از کارهایی را که یک معلول مبتلا به سندرم داون هم می تواند انجام دهد مرتکب شود.
نمونه ژنریک: حاج اقا ابطحی
2- آخوند لوطی: این نوع اخوند با حال با نوع قبلی کمی متفاوت است و مخاطبین متفاوتی هم دارد. برای تبدیل شدن به آخوند لوطی باید استین عبا و قبا را بالا بزنید. عمامه را کجکی بگزارید یا تا فرق سر بالا ببرید و مهم تر از همه با لحن داش مشدی صحبت کنید و مثالهایتان مربوط به حوالی میدان شوش و مولوی باشد. تا قبل از انقلاب می توانستید یک عدد دستمال یزدی دور دست بپیچید اما در حال حاضر بهتر است از چفیه استفاده کنید.
نمونه ژنریک: حاج اقا انصاریان
3- آخوند بامزه: ممکن است در نگاه اول به نظر برسد که تبدیل شدن به یک آخوند بامزه کاری به غایت دشوار است و شما با دیدن این عنوان از خیر ان بگذرید و ترجیح دهید یک اخوند مدرن یا لوطی یا هر چیز دیگری باشید غیر از اخوند بامزه. اما به این زودی نا امید نشوید. بامزگی اخوندی انقدر هم که تصور می کنید دشوار نیست. قرار نیست که عبید زاکانی باشید کافی است همان لطیفه های معمولی و بی مزه را که از زمان کودکی به خاطر دارید بالای منبر تعریف کنید. مطمئن باشید همه هرهر و کرکر می خندند. خوشمزگی اخوندی چیزی شبیه گوزیدن مرده است که به خاطر غیر منتظره بودنش برای اکثر افراد خنده دار است
نمونه ژنریک: حاج اقایان قرائتی و راشد یزدی
4- آخوند کسمشنگ: این نوع آخوند کیفیت پیچیده ای دارد که ممکن است افراد نا آگاه آن را با آخوند بامزه اشتباه کنند اما در واقع این دو نوع آخوند گونه های مستقلی هستند. آخوند کسمشنگ را می توان آخوند ساختارشکن، شالوده گشا، دیکانستراکتیو آخوند، ملای ساختار زدا و غیره نامید. ویژگی اصلی این نوع آخوند انجام عملی غیر منتظره و مضحک در موقعیتی است که انجام آن ابلهانه به نظر می رسد. بعضی افراد مغرض این نوع آخوند را آخوند پررو می نامند اما این نامگذاری کاملا غلط است زیرا اصولا آخوند کمرو وجود ندارد. با توجه به بدیع و جدید بودن این نوع بهتر است ویژگی آخوند ساختارشکن را با ذکر یک مثال توضیح دهیم. به گفتگوی زیر توجه کنید:
برادر الف: دیشب صحبت های حاج اقا پناهیان رو از کانال 5 دیدی؟
برادر ب: نه توفیق نداشتم. چی می گفت؟
برادر الف: خیلی باحال بود
برادر ب: چی می گفت؟
برادر الف: یادم نیست ولی باحال بود
برادر ب: حیف شد
برادر الف: ولی یه جاش یادم مونده می گفت: تو راه بودیم خوش بودیم …
برادر ب: این چیه؟ حدیثه؟
برادر الف: نه بابا یه شعره بچه ها تو مهد کودک می خونن خواهر زاده منم بلده دو سالشه. شعرش اینجوریه: تو راه بودیم خوش بودیم سوار لاک پشت بودیم ….
برادر ب: ااااااااااااه …..اااااااااااااااااه…….. جل الخالق ……. واقعا؟ ….. تو کانال 5 اینو خوند؟ چه باحال بوده …. حیف شد ندیدم تکرارشو نشون نمیدن؟
برادر الف: چرا هر شب نشون میدن امشب حتما ببین
و به این ترتیب حاج اقا معروف می شود.
نمونه ژنریک: حاج آقا پناهیان

سلام کافه چی حال و احوال کوکه ؟ دمت گرم همیشه وقتیکه به وبلاگ تو سر می زنم به نکته بینی و سر ذوق بودن تو آفرین میگم دمت گرم من که حسابی خندیدم جانا سخن از زبان الکن ما می گویی.
سلام رفیق خوبی؟ مطالبت رو خوندم
کلا دید اجتماعی خیلی بالایی داری و من همیشه مطالبت رو میخونم
حقیقت دل هم برای نوشته هات تنگ شده بود
خیلی مخلصم
جالب بود عزیز
با حال بود…لذت بردم
پاینده باشی
قابلی نداشت دوست عزیز
سلام
مطلبتون نشون دهنده ی تحلیل بسیار ظریف و مناسبی از جریانات درگرفته در جامعه ست.
زیبا بود، کلی کیف کردم.
باريكلا عالي بود. مخصوصا آخوند باحال و كسمشنگ . همين خط رو بگير برو جلو ذهنت بازه توقعم ازت رفت بالا (;
سلام
آقا اين طنز كوه كه داره مي بنده ميره ما تازه داشتيم باهاش حال مي كرديم حالا كه شما رو پيدا كرديم جون من شما ديگه نزار برو…
دمت گرم
تو منوی کافه نادری طعم این پست تک است