
براندازی نرم رابین هود: سابقه اولین انقلاب به قرون وسطی باز می گردد یعنی زمانی که رابین هود علیه ظلم و ستم اشراف و فئودالهای انگلیس علم طغیان برافراشت. البته رابین هود جرات نکرد علمش را از خانه بیرون بیاورد به همین دلیل بعد از مدتها تفکر به این نتیجه رسید که بهترین راه حل براندازی نرم است بنابراین از ثروتمندها میدزدید میداد به فقیرها تا همینجور نرم نرم ثروتمندهای ظالم ضعیف شوند. راه حل رابین هود موفقیت امیز بود و در نهایت ثروتمندها فقیر و فقیرها ثروتمند شدند. در نتیجه رابین هود مجبور شد از ثروتمندهایی که قبلن فقیر بودند بدزدد بدهد به فقیرهایی که قبلن ثروتمند بودند ……. این برنامه این قدر ادامه پیدا کرد تا رابین هود به این نتیجه رسید که براندازی نرم بی فایده است و از اول باید میرفت سراغ براندازی سفت. به این ترتیب اصطلاح براندازی نرم برای همیشه به زباله دانی تاریخ فرستاده شد و همانجا ماند تا همین چند روز پیش که یکی از مسئولین امنیتی ایران که توی زباله دانی دنبال مورد مشکوک می گشت ان را دوباره کشف کرد.
انقلاب صنعتی: انقلاب صنعتی با اختراع موتور بخار توسط جیمز وات انگلیسی به وقوع پیوست و در نهایت انگلیس و سایر کشورهای صنعتی را به کشورهایی پیشرفته وتوسعه یافته تبدیل کرد. بسیاری از کارشناسان معتقدند انقلاب صنعتی زیاد هم انقلاب نبوده است چون در این انقلاب نه کسی اعدام شد نه کسی ترور شد نه شعاری داده شد نه اموال عمومی تخریب شد نه دیپلماتهای هیچ کشوری را گروگان گرفتند و نه حتی کسی به سر و وضع مردم گیر داد. از همه بدتر اینکه بعد از انقلاب ملکه انگلیس هنوز هم سر ومر و گنده سر جایش نشسته بود و حتی به او فحشی هم داده نشد. روی هم رفته اکثر صاحب نظران عقیده دارند انقلاب صنعتی یکی از بزرگترین اشتباهات در تاریخ انقلابهای جهان بوده است.
انقلاب فرانسه: انقلاب فرانسه با اختراع وسیله ای به اسم گیوتین به وقوع پیوست. مخترع این وسیله ژوزف گیوتین ابتدا قصد داشت امتیاز ان را به لویی شانزدهم بفروشد اما مصلحین اجتماعی مانند روبسپیر و دانتون او را از اینکار منصرف کردند.
دانتون: چه اختراع باحالیه با این میشه کلی گردن زد
گیوتین: میخوام بفروشمش به لویی
روبسپیر: لویی کیه؟ سلاخه؟
گیوتین: نه بابا شونزدهم را میگم. پادشاهه
روبسپیر: اهان ولی میگم اینجوری چیزی گیرت نمیاد اگه لویی چشش اینو بگیره به زور صاحابش میشه تف هم نمی اندازه کف دستت
گیوتین: راست میگی تو این مملکت حق مولفین و مخترعین کشک هم حساب نمیشه حالا میگی چه کار کنم؟
روبسپیر: میگم اینو بدتش به ما فکرش را که می کنم می بینم راست کار ماست با این میشه جامعه را اصلاح کرد
گیوتین با خود می اندیشد حالا که اختراعش روی دستش مانده ان را به مصلحین اجتماعی تقدیم کند یا اینکه از ان به عنوان سوخت زمستان استفاده کند
گیوتین: بیا خیرش را ببینی ….. می تونستم با این چهار روز شومینه خانه را گرم نگه دارم که میکنه به عبارت دو فرانک و پنجاه سانتیم
دانتون: ما این را برمی داریم ولی اول وایستا امتحانش کنیم ببینیم درست کار میکنه یا نه
دانتون و دستیارانش دست و پای گیوتین را می گیرند و در میان دست و پا زدنها و فحش دادنهای گیوتین با استفاده از او اختراعش را امتحان می کنند
دانتون: عالیه این وسیله واقعن خوب کار می کنه با این میشه انقلاب کرد بد مصب عجب چیزیه
روبسپیر: اخ بچه ها دیدید چی شد؟ یادمون رفت دو فرانک این بنده خدا را بهش بدیم
کار روبسپیر و دوستانش حسابی می گیرد، سرعت کار اختراع جدید بالا است و بعد از چند روز چیزی از طبقه اشراف باقی نمی ماند. انقلابیون برای پاسداری از انقلاب وارد ورسای و کاخ های اشراف پاریس می شوند و برای جلوگیری از بازگشت ارتجاع قفل درها را عوض می کنند. انقلاب پبروز می شود اما دانتون انقدر جو گیر شده که پس از پیروزی انقلاب باز هم ول کن گیوتین نیست و با گذشت دو سال از انقلاب شکوهمند فرانسه هنوز سرش به وظیفه انقلابیش پای گیوتین گرم است.
دو سال بعد وقتی سر حساب می شوند معلوم می شود دانتون گردن خیلی از انقلابی ها را هم زده است.
روبسپیر: اخه این چه کاری بود کردی احمق جان؟ انقلاب دو ساله پیروز شده طبقه اشراف که کلن کن فیکون شد رفت پی کارش اینهایی که تو این مدت گردن زدی همه اشون انقلابی بودند
دانتون: ای بابا حالا بیا و خوبی کن …. هدف من حفظ دست اوردهای انقلاب بود
روبسپیر: میشه بگی با کشتن این همه ادم چه دست اوردی را حفظ کردی؟
دانتون: روبی من موندم تو با این هوشت چطوری انقلاب کردی….. چه دست اوردی؟ خب کاخها دیگه جانم! تعداد انقلابیها بیشتر از دست اوردهای انقلاب بود باید یه جوری توازن برقرار میشد
روبسپیر قبول می کند که این کار برای حفظ دست اوردهای انقلاب لازم بوده ولی عقیده دارد دیگر کافی است چون توازن برقرار شده است. وقتی دانتون می خواهد همراه انقلابی ها به ورسای برود روبسپر متوجه یک مشکل دیگر می شود
روبسپیر: میگم دانتون یک نفر را از قلم ننداختی؟
دانتون: نه کی؟
روبسپیر: خودت! گفتنش خوشایند نیست ولی اگر بخوای با ما برگردی ورسای توازن را به هم می زنی…..حیف نیست چیزی که اینقدر براش زحمت کشیدی را با دست خودت خراب کنی؟
چند لحظه بعد گردن دانتون هم می رود زیر گیوتین و انقلاب تثبیت می شود.
انقلاب کمور: مجمع الجزایر کمور کشوری انقلابی در ساحل شرقی قاره افریقا است که روابط سطح بالایی با ایران دارد. انقلاب کمور هفتاد سال پیش با بیرون راندن فرانسوی های استعمارگر به پیروزی رسید. فرانسوی ها در سواحل افریقا راست شکمشان را گرفته بودند و می رفتند هر جزیره ای که پیدا می شد استعمار می کردند تا اینکه کمور را کشف کردند اما پس از مدتی جستجو در این جزیره هیچ چیز دندانگیری برای استعمار کردن پیدا نشد. سطح جزیره از سنگهای اتشفشانی پوشیده بود و فقط در قسمتهایی از جزیره که کمی خاک وجود داشت درخت یلانگ یلانگ می رویید. چند سال پس از اغاز استعمار کمور رییس جمهور فرانسه با فرماندار دست نشانده کمور تماس گرفت:
رییس جمهور فرانسه: من می خوام بدونم شما اونجا چه کار می کنید؟
فرماندار دست نشانده: داریم اینجا را استعمار می کنیم قربان
رییس جمهور فرانسه: و این استعمار شما تا به حال چه خاصیتی برای فرانسه داشته؟
فرماندار دست نشانده: حقیقتش تا حالا که هیچی ولی ما داریم با جدیت تمام به جستجو ادامه می دیم تا یه چیزی برای استعمار کردن پیدا کنیم
رییس جمهور فرانسه: رییس خزانه داری دیروز نتیجه این جستجوی جدی شما را به من گزارش داد. علاوه بر هزینه خورد و خوراک شما و مامورانتان که از مالیات مردم فرانسه تامین میشه ما ناچاریم هزاران فرانک به مردم کمور کمک کنیم تا از گرسنگی نمیرند. اصلن لازم نیست انجا بمانید فردا صبح همه فرانسوی ها را برگردانید فرانسه
فرانسوی ها ان شب یک گودبای پارتی راه انداختند و فردا صبح سوار کشتی شدند. صبح ان روز احمد سامبا تاجر معروف یلانگ یلانگ که سور و سات عرق خوری فرانسوی ها را تامین می کرد طبق معمول به فرمانداری امد اما با کمال تعجب مشاهده کرد که از گاردهای مقابل در ورودی خبری نیست. حتی در اتاق فرماندار هم کسی نبود. او مردم را خبر کرد و همه اتاقها را جستجو کردند. فرانسوی ها ناپدید شده بودند ولی در حین جستجو از یکی از اتاقها صدای خر و پف شنیده شد.
یک فرانسوی سیاه مست که در مهمانی زیاده روی کرده بود خواب مانده و در نتیجه از برنامه بازگشت به فرانسه جا مانده بود. احمد سامبا سعی کرد با یک سخنرانی انقلابی احساسات ناسیونالیستی کموری ها را به جوش اورد تا این مزدور بیگانه را از کمور بیرون بیاندازند اما متاسفانه تاثیر زیادی نداشت
پس از پایان سخنرانی یکی از کموریها که داشت انگشتش را توی دماغش می چرخاند و ناظر اوضاع بود گفت: چیکارش داری بابا بزار بخوابه
یکی دیگه هم گفت: الان بیدار میشه کار دستمون میده وا شر به پا نکن سامبا
مردم حرف او را تایید کردند و سر و صدای نکن… ولش کن…. الان بیدار میشه…. از این سو و ان سو برخواست اما احمد سامبا با شور و جسارت یک رهبر انقلابی به پیش رفت و یک تار از سبیل فرانسوی خفته کند. بعد چند تار دیگر کند بعد چنگ انداخت و یک مشت سبیل فرانسوی را از ریشه دراورد بعد با خشم و کینه انقلابی یه کشیده محکم به صورت فرانسوی نواخت.
احساسات انقلابی مردم به جوش امد و همه به فرانسوی مزدور حمله ور شدند بعد دست و پای او را گرفته به سمت ساحل بردند که این جرسومه استعمار را به دریا بیاندازند
در ساحل دریا جمعیت انقلابی با صدای بوق یک کشتی درجا میخکوب شد. لحظه ای بعد یک قایق از سوی کشتی فرانسوی به ساحل امد
احمد سامبا: …..چیزه ……… شما اینو تو فرمانداری جا گذاشته بودید ما واستون اوردیمش
فرانسوی: مقسی این فرانسوا همیشه زیاده روی میکنه بون سوا ابیانتو
به این ترتیب اخرین مزدور فرانسوی هم از کمور بیرون رانده شد. مردم کمور پیروزی را جشن گرفتند و احمد سامبا را روی دست به فرمانداری بردند و از ان روز سامبا کنترل خرید وفروش یلانگ یلانگ را در دست گرفت. یک سال بعد خشکسالی شد و اوضاع بدجوری به هم ریخت. دیگر یلانگ یلانگ هم نمی توانستند سق بزنند و فرانسوی های عرق خور هم نبودند که از طریق انها چیزی عایدشان شود. سامبا از فرانسه درخواست کرد کمور دوباره مستعمره فرانسه شود. این درخواست در هیات دولت فرانسه به اتفاق اراء رد شد
سالها بعد کمور مجددن توسط وزارت خارجه ایران کشف شد. روزی یکی از کشتی های ایرانی حامل کمک به مردم غزه که اجازه پهلو گرفتن نداشت در اقیانوس سرگردان بود و به خاطر فرار از دست دزدان دریایی به سواحل افریقا پناه برد. در انجا جزیره ای به نام کمور را پیدا کردند که وضعشان از مردم غزه هم خرابتر بود. دل کاپیتان کشتی به حال کموری ها کباب شد و با خود گفت حالا که این کمکها را نمیشه به فلسطینی ها رسوند خوبه بدیم به این طفلکیها. مردم کمور کاپیتان کشتی را با خوشحالی روی دست به فرمانداری بردند و در اتاقی حبس کردند. کاپیتان ایرانی حیرت زده به منوچهر متکی زنگ زد:
کاپیتان: اینجا کموری ها من را گروگان گرفتن
منوچهر: پس چرا موبایلت را ازت نگرفتن؟
کاپیتان: این را نفهمیدن چیه
منوچهر: خب چقدر برای آزادیت میخوان؟
کاپیتان: پول نمیخوان میگن باید ما را مستعمره خودتون کنید
مدتی بعد احمد سامبا از حوزه علمیه قم بورسیه شد تا جمهوری اسلامی کمور را تاسیس کند. کمیته امداد و هلال احمر شعبه کمور هم تاسیس گردید. هم اکنون روابط ایران و کشور انقلابی کمور در سطح بالایی قرار دارد. تنها عامل محدود کننده این روابط عدم وجود فرودگاه در کمور است که باعث می شود رفت و امد دیپلماتهای کموری به ایران با استفاده از قایق ماهها به طول انجامد. احمد سامبا قول داده است در جهت ارتقا سطح روابط دو کشور به زودی تعداد پارو زنها را افزایش دهد

وافعا اولین نفری که توسط گیوتین گردن زده شد خود گیوتین بود ؟
=============
اولین نفر نبود ولی دکتر گیوتین یکی از 38000 نفری بود که در انقلاب فرانسه توسط اختراع خودش اعدام شد.
من کمی واقعیت و خیال را مخلوط کردم مثلن کمور واقعن از فرانسه درخواست کرده بود که دوباره مستعمره بشه اما این درخواست سالها قبل از به قدرت رسیدن سامبا بود تحصیل احمد سامبا در حوزه قم هم واقعیت داره
و بدین سان من اعتراف می کنم این مطلب اینقدر طولانی بود که تا تهش رو نخوندم!….
خيلي بامزه بود. اون جمله ” راست شكمشان….” را كه خوندم از خنده منفجر شدم.
تازه با وبلاگتون آشنا شدم و همينطور مشتري ثابت.
برقرار باشيد.
زیبا مثل همیشه
من عاشق نوشته هاتون هستم. مقسی موسیو.
عجب تاریخی!
جلل الخالق!
خیلی با حال بووووووووووووووووووود…
موندم این چیزا چه جوری به ذهنتون میرسه..!!!؟؟؟
البته شما افتخار زیستن در عهد ی رو دارید که در این عهدبه میمنته وجود معجزه هزاره دوم و سوم (با هم!) هیچ چیز غیر ممکن نیست….;)))
سلام ریس کافه جی ، نه چیز خاصی نشده فقط خواستم بدونم میشه یا نه چون میدونم یا خودتون میدونی و یا اینکه می تونی آمارشو در بیاری . مرسی از لطف شما . در ضمن مطلب باحالی بود .
باسلام
از وبلاگ پر محتوای شما بازدید کردم .برای شما آرزوی سلامتی و موفقیت دارم . در صورت تمایل وقت گذاشته طی دیدار از وبلاگ من ، آمدگی خود را برای تبادل لینک و اطلاعات اعلام فرمایدز
http://kanar.blogfa.com/
انقلاب گرم و نرم بعدی کجاست؟!
جالبه که فلسطینیها هواپیمای حاوی کیسه های اهدایی خون از ایران رو به دلیل اینکه خون شیعه نمیتونه در رگهای سونی جریان داشته باشه ، رد میکنند و ما در حالی که 90 درصد جمعیتمون قشر ضعیف جامعه اند، کاسه داغتر از آشیم و نیز از ایجاد روابط با کشورهایی مثل جزایر مالا مالا و کمک به اونا به خود میبالیم حتی اگه کمکمونو قبول نکنن و ضایع بشیم.
salam.chand roze daram donbale ye website khob migardam ke matlabe khobi darbareye terror in french revolution dashte bashe vali darigh az yeki.akhe ina chiye ke shuma neveshtin.
من از سایتتان خیلی خوشم امد چرا میخواهید انرا واگذار کنید