همیشه فکر من در مورد ازدواج این بوده که اگر دختری اینقدر احمق باشد که بخواهد یک عمر با من زندگی کند به درد زندگی نمی خورد. واقعیت این است که تا به حال موفق نشده ام راه حلی برای این معضل پیدا کنم. تنها چیزی که به ذهنم می رسد این است که باید کسی پیدا شود که در عین حال که نمی خواهد با من زندگی کند زندگی کند یا چیزی شبیه به این. ممکن است بپرسید خوب این یعنی چی؟ البته این سوال خوبی است ولی جوابش برای من هم روشن نیست و اگر کسی توانست این پارادوکس را حل کند جوابش را به من اطلاع دهد تا پسری مجرد را از نگرانی خارج کند. این مقدمه را گفتم تا بدانید مساله ازدواج به دلیل نوعی بن بست تئوریک زیاد برای من مطرح نیست و اصولن زیاد به ان فکر نمی کنم اما چه می شود کرد وقتی ادم در وبلاگهای همسایه می بیند در این بحث چه جفاها که به مردان نگون بخت نمی شود. نمونه اش این مرجان خانم که همچنان به حملاتش به مردهای بیچاره ادامه می دهد و این مساله باعث می شود ادم نتواند بی اعتنا از کنار این مساله عبور کرده وچشمش را هم بگذارد. بدتر از اتهامات ناجوانمردانه ایشان کامنت دونی سایتش هست که یک جورایی به انجمن نسوان تبدیل شده و یک عده از اجناس لطیف هم انجا جمع شده خاک در چشم مروت می پاشند و دشنه بر گلوی عدالت می نهند و دایم میگویند افرین مرجان جان خوب حق این مردها را گذاشتی کف دستشان، این مردها ما را فقط برای ث ک ث می خواهند و چه و چه. از همه اینها که بگذریم نمیتوانم در مقابل فریاد دادخواهی جنس ذکوری که مظلومانه لب به اعتراض گشوده اند بگذرم و ناچارم در این زمینه روشنگری کنم. به هر حال در فضای مجازی هم ادم باید به فکر همسایه باشد
من در زندگی واقعی هم همینطور هستم و همیشه از حال همسایه باخبرم. همانطور که از قدیم گفته اند مسلمان باید از حال همسایه باخبر باشد. البته دلیل این با خبر بودن این نیست که من ادم سنتی ای هستم بلکه علتش این است که خانه ما سنتی ساخته شده و دیوارهای نازکی دارد و این مساله باعث میشود حتی از وضعیت کارکرد شکم همسایه و نوع رژیم غذاییش که مثلن امروز چقدر حبوبات و غذاهای نفخ دار مصرف کرده و غیره هم باخبر باشم. خب این وضعیت خوبی ها و بدی های خودش را دارد. در کنار خوبیهایش گاهی اوقات هم ادم حتی میترسد که بلند فکر کند …. ارزو به دلمان ماند یک بار فیلم اونجوری را با صدا تماشا کنم. فکرش را بکنید ادم مدتها منتظر بماند تا یک روز خانواده بروند یک جایی مهمانی و تو هم برای درس خواندن بمانی توی خانه انوقت جرات نکنی صدای تلوزیون را باز کنی. البته این روزها با اختراع کامپیوتر و هدفون این مشکلات حل شده ولی من فکر می کنم نسل ما که دوره بلوغش را قبل از دوره کامپیوتر و اینترنت طی کرد نسل سوخته است. واقعن ما جوانی نکردیم. حتی نمیشد یک مجله پورنو برای خودت نگه داری چون اگر کشف میشد مثل جوردانو برونو زنده زنده اتشت می زدند. یک زمانی توی این فکر بودم که خط بریل یاد بگیرم و چندتا مجله مستهجن به خط بریل برای خودم نگه دارم اما مطمئن نبودم عکس مستهجن را بشود به صورت بریل چاپ کرد. راستش الان هم مطمئن نیستم ولی به هر حال دیگر ان دوره گذشته….. این برایم سوال شده بود که توی این فیلمها پورن استارها به هم چی میگن، نه اینکه به خاطر فانتزی بودن مساله دنبال جوابش باشم، جنبه علمی مساله برایم مطرح بود و اینکه بالاخره یک زمانی خودم هم باید از این حرفها بزنم. همیشه این نگرانی را داشتم که بعد از ازدواج طرف یک چیزهایی بگوید و من همینجور مثل بز نگاهش کنم. هیچ جوری هم قوه تخیلم کمکی نمی کرد که بفهمم ادمیزاد در اینجور مواقع چه باید بگوید؟ باید شعر بخواند یا چی؟ سالها بعد اتفاقی رخ داد که تازه فهمیدم ملت اینجور وقتها چه می گویند و تازه متوجه شدم مساله چقدر مهم است.
یکی از دوستانم تازه از همسرش طلاق گرفته بود و صحبت پیش امد که چرا طلاق گرفته و از این حرفها که گفت بابا این زن نبود دیوانه ام کرده بود. من پرسیدم مگه چی کار می کرد؟ دوستم گفت موقع ث ک ث یه حرفهایی میزد که اعصابم را می ریخت به هم…. من پرسیدم چی می گفت؟ حرفهای بد میزد؟
دوستم گفت: اگه حرفهای بد می زد که خوب بود، بابا این یه حرفهایی میزد که دیگه حالم از هرچی زنه به هم میخوره
صحبت که به اینجا رسید کنجکاویم حسابی تحریک شد و به خودم گفتم بالاخره میتوانم جواب ان سوال قدیمی را پیدا کنم
دوستم به عنوان نمونه ماجرایی را که باعث شد تصمیم طلاق بگیرد را تعریف کرد و گفت: یه چند ماهی ماموریت بودم از ماموریت که برگشتم خیلی هیجان زده بودم و با خودم می گفتم حالا چه استقبالی از من صورت بگیره….. ولی تصورش را بکن بعد از این همه مدت وسط قضیه بودیم که یه دفعه زنم گفت راستی امید میخواستم یه چیزی بهت بگم …. من گفتم جونم … بگو … اون گفت عجیبه یادم رفته بود. من دوباره گفتم جون بگو….. زنم گفت تو این مدتی که نبودی سقف چکه میکرد باید یه فکری براش بکنیم. من گفتم: باشه گفت: پشت گوش نندازیها یه وقت سقف میاد رو سرمون، من برای اینکه قال قضیه کنده بشه گفتم: بزار چکم وصول بشه چشم که زنم گفت: وا چکتو که گفتی باهاش اون سینه ریزی که چشمو گرفته برام میخری ….ولی خب سقف هم واجبه و فعلن در اولویته ولی سینه ریز هم …..
دوستم در ادامه گفت: حرف چک که پیش امد تازه یادم افتاد خودم هم دو تا چک دست مردم دارم که سر رسیدش نزدیکه و بدجوری حالم گرفته شد. نگاه کردم دیدم همینجوری که طاق باز خوابیده انگشتش تو دهنشه و رفته تو نخ اون لکه زردرنگی که روی سقفه ….. انگار اب یخ ریختن رو سرم بلند شدم رفتم لباسم را پوشیدم که بزنم بیرون بلکه یک کم باد به مخم بخوره….. زنم داد زد: تموم شد؟ امید این چکه سقف …..
از ان به بعد هر وقت دوباره رویش به سمت سقف میشد باز همون لکه لعنتی را می دید و باز جر و بحثهای ما در مورد چکه سقف شروع میشد. تازه این مشتی بود از خروار دیگه جونم به لبم رسیده بود هر وقت زنم را میدیدم جای اینکه یاد عشق و صفا و این حرفها بیوفتم یاد ایزوگام پشت بوم و سوراخ سقف و گرفتگی فاضلاب حمام میوفتادم دیگه دیوانه ام کرده بود.
خب حالا شما که دایم می گویید مردها ما را فقط برای ث ک ث می خواهند، خودتان کلاهتان را قاضی کنید که آخر کدام مرد ابلهی است که زن ایرانی را به خاطر این نوع ث ک ث بخواهد که هر چه باشد کم و بیش نوعی شکنجه است. از اقلیت مردان مازوخیست که بگذریم باقی مردها اگر هم این پروسه زجراور را ادامه میدهند یا محض ثوابش است یا اگر هم آتئیست باشند به خاطر تحکیم بنیان خانواده و توجه به حقوق زنان. خب حالا این انصاف است که در مقابل این همه صبر و تحمل و ایثار به جای اینکه به مرد ایرانی تندیس حمایت از حقوق زنان هدیه کنید، زخم زبان تحویل دهید؟
بیدار شوید ….. بروید لااقل چهارتا کتاب بخوانید و فیلم با صدا تماشا کنید که مرد بیچاره را اینقدر شکنجه ندهید. درست است که خود من هم هنوز نمی دانم در اینجور مواقع چه باید گفت اما این را می دانم که اینجوری که هست هم نباید باشد. یک حرکت اصلاحی را شروع کنید و به جای محکوم کردن مردها چیز یاد بگیرید
از ما گفتن بود

از شما گفتن…
اصول یا اصلاح؟!
چکه سقف؟ چک برگشتی؟!!
)))))))))))))))))))))))))))))
بابا خانومه مشکل داشته!!… به خدا ما بلدیم چی بگیم…. D:
.
.
در مورد سوال اولت و اون پارادوکسه من فکر کنم باید بری یه دونه از اون دختر مایه دارا که از دماغ فیل افتادن بگیری که هی در طول زندگی مشترک، داشته ها و نداشته هات رو بکوبه توی سرت که مطمئن بشی تو رو دوست نداره!! اما خب زنته دیگه! باهات زندگی هم می کنه….
كافه چى عزيز
ممنونم از جوابيه ات، اول جواب سوالت رو بدم بعدا بيام كامنت حسابى بذارم و لينك مطلبتو تو وبلاگ، 2-3 تا از آقايون وبلاگ گفته بودن كه ما زورمون به تو نميرسه بايد به كافه نادرى بگيم بياد جوابتو بده، براى همين من گفتم ترانه درخواستيه!!يعنى رسما دست به دامنت شده بودن.
( هر چند كه اينجا صبح زوده و امروز از بد شانسى سميناره كه اصلا حوصله اش رو ندارم، برميگردم كامنت اصلى رو ميذارم)بازم مرسى.
در مورد سوالی که در ابتدا پرسیدی فک کنم باید با کسی ازدواج کنی که تو رو همینجوری که هستی بپذیره و سعی نکنه تمام حرکات و رفتارت رو طبق میل خودش تغییر بده….یعنی هر دو طرف همدیگه رو قبول داشته باشن
یه جور آزادی کامل داشتن در زندگی مشترک برای هر دو طرف
با اجازه، من جمله بالای وبلاگتان را در وبلاگم نقل کردم. خواندن پستهای شما لذتبخش است.
بسيار عالي بود و البت جوابي دندان شكن
من فكر كنم بايد همون راهي كه يكي از دوستان در اون پست شوهر ارانه داد رو عملي كنيم؛ اين واردات واقعا مشكل گشاست
من كه بسي به فكر فرو رفته ام
اين پسر همسايه ما هم رفته يك زن اروپايي گرفته:
1. اولا كه خيلي خوشگله
2. هيكل رديف
3. خانوم
4. …..
خانوم ها هم برن يه شوهر اروپايي پيدا كنن كه اين لكه ها رو براشون درست كنه
روزهات شاد
مرد و زن نداره كه,هر دوتا بدبختن!
در مورد ازدواج: به نظرم كسي كه
باهات ازدواج كنه كه ازت دور باشه
يا ازدواج كنه كه ازت جدا بشه
يا همچين چيزي به دردت ميخوره.
و اما عرض كنم خدمت كافه چى عزيز كه دليل اين موضوع پيش آمده براى دوست شما اينه كه مردا كارشون رو خوب بلد نيستن اما نميخوان قبول كنند، شما فرض كن آقا از بيرون مياد، اول شام ميخواد، بعد ميخواد احتمالا فوتبال با صداى عادل فردوسى پور ببينه كه خودش به طور كلى خاموش كننده حرارت زنهاست و كمى هم اخم كنه، بعد بره تو تخت بگه خووب ( كش دار بخونيد ) ع….زيز……مممممم چه خبر و همزمان هم صاف بره سر اصل مطلب، در اينجور مواقع بهترين ضد حال به يك همچين مرد بى اتيكتى همينه كه آدم بگه داداش سقف چكه ميكنه،
يك خانمه هست، ايران نيست، شايد هم بشناسيش، به اون عكس روبروى اين كامنت نگاه كن، آهان. همون. اين خانمه 3 سال پيش اين روش دك كردن رو شروع كرد و چه جواب هم داد لا مصب ، حالا اگه بخواى اون مرد رو با بولدوزر هم بيارى بذارى رو سر خانم، ديگه نمياد. چون ميدونه تا شروع ميكنه به گفتن خوب و ديگه چه خبر؟ خانمه از تغيير نرخ بهره، از سر رسيد چك هاى شركت و همه بدبختيهايى كه در طول روز اعصاب آقاهه رو خورد ميكرده ميگفت، بعد آقا فرار ميكرد د در رو، خانمه راحت وبگردى ميكرد، گيم بازى ميكرد، ناخناش رو لاك ميزد، با دوستاش تلفنى حرف ميزد از همه مهمتر تا يك هفته آقاهه قهر بود شرش كم بود. حالا اگه يك مردى بود كه هميشه اخلاقش آدم باشه، مهربون باشه، رومانتيك باشه، دنبال بهونه براى بى اعتنايى نباشه معلومه كه خانم خودش ميره ميگه خوب چه خبر؟؟؟موقع عمليات هم اگه چشمش به سقف بيفته طى يك عمليات آكروباتيك آقا رو قل ميده زير، كه چشم آقا به اون لكه بيفته ( كه هيچوقت هم نميفته) يعنى كافه چى عزيز، اين مهمه كه زن اعتماد كنه كه اين آقاهه واقعا ميخواد كه با اين زن لذت ببره
اون دختر فرنگى ها هم امتحانشون ضرر نداره، اما اگه از دور ميبينيد كه خوبند چون مردهاى ايرانى مقابل اينها موش ميشند همچين كه پوس پوس هم نميكنند.
به امين
امين جان، تو كه ديگه با من كار ندارى؟؟؟؟؟؟؟ كارات تموم شد؟؟؟؟؟؟ ديگه حالا حريف رو تشويق ميكنى؟؟؟؟ اى نامرد!!!!!!!! ميگم امين تو هزار ساله تو فكرى كه يك دختر بلوند شكل اون هنرپيشه ( كى بود عاشقش شده بودى) پيدا كنى چرا پسر همسايه بهونه ميكنى، برو بگير وقتى حالت جا اومد خبرش رو بده. بعد ديگه سوالى چيزى هم ندارى ديگه؟؟ يعنى كلا ديگه كارت با من تموم شده؟؟؟؟ ميبينمت حالا !!! ببين من به كى اعتماد كرده بودم !!!!!! واى واى، آدم يك دوست مثل تو داشته باشه ديگه اصلا دشمن نميخواد
خيلي با حال نوشتي دمت گرم خدايي تازه اينايي كه نوشتي يك گوشه اي از اصل ماجراست من معتقدم اين تجربيات رو با كمك ديگر دوستان بايد مكتوب بكنيم.
موفق باشي.
خب ببین تقصیر مرده بوده اگه سقف را درست کرده بود حتما”الان سر خونه زندگیشون بودند.
در ضمن شما قدم اول را بردار و طرف را پیدا کن ما قول میدیم دست به دست هم بدیم برات یه متن سخنرتنی بنویسیم.
salam
bahal boood
سلام کافه
خوب درباره پارادوکست کمکی نمی تونم بکنم.
اما توی هر مساله ای که دو طرف داره، حتمن هر کدومشون یه سهمی دارن دیگه.
ببین امید می تونست خودش یه جوری رفتار کنه که همسرش تموم مدت به اون و حرفاش دقت کنه، نه اینکه این تو حال خودش باشه، اونم تو افکارو حال خودش، بعد بیاد با یه حرف بزنه تو حال این یکی.
موفق باشی.
اگر اون آقا امید واقعا مردی باشه که اصولی رفته باشه پی ث ک ث با همسرش حق داره اما اگر به قول مرجان بعد از اینکه شکمش سیر شدو tv رو نگاه کرد خواست بیاد یه حالی هم بکنه پس حقشه که خانومه اینجوری حالشو بگیره. دوره ای که زنها بوق بودن گذشته و الان همه دنبال یک ث ک ث هات هستن اما وقتی شوهرشون به عنوان یه ابزار بهشون نگاه کنه دیگه کسی دل و دماغ نداره واسه این کارا. من هم بودم با این حرفها شوهرم رو دک می کردم! پس برید یکم به رفترهاتون نگاه کنین ببینید چکار می کنید قبل از ث ک ث. اگر واقعا عاشقانه رفتار می کنید پس حق با شماست و باید واسه اون زن متاسف بود و حقشه که طلاقش داد، اما اگر بر عکس بود….. اون وقت چی؟!…..
راستی کافه چی به خاطر این مشکلت یه سر به روانشناس بزن چون غیر عادیه! البته خودت خوب می دونی که مشکل از جایه دیگه است و اینا بهانه است، نه؟؟
“فریاد دادخواهی جنس ذکوری که مظلومانه لب به اعتراض گشوده اند”
جوك قشنگي بود! بسي خنداندمان!
كسي مجبورتون نكرده زجر بكشين(!!!) و اين فداكاري رو بكنين كه ث ك ث داشته باشين!
بيا فداكاري نكن! ببين به كي برميخوره!
از قديم گفتين: “گربه دستش به گوشت نميرسه، ميگه بو ميده”
مرجان خانوم میخواستم یه چیزی بگم……ممممممم……چیزه….اینا…….منظورتون چیه از اینکه گفتین:”در اينجور مواقع بهترين ضد حال به يك همچين مرد بى اتيكتى همينه كه آدم بگه —->داداش<—- سقف چكه ميكنه”؟؟؟؟….یعنی شما ازه چزه مزه خزه؟؟؟
چای سبز خانوم کامنت شما رو که خوندم یه جوریم شد!
اولن این روزا گربه اگه گوشت خواست خودش میره سه سوت سره خیابون یه ساندویچ کالباس می خره! نه اینکه بعبعی رو دنباله خودش بکشه که کاهو یونجشم بخواد بده…
ثانیا اگه قرار بود خانوم والده فداکاری نکنن شما الان نبودی. بده آدم بخواد ریشه خودشو بزنه…
منم با مر جان موافقم آخه این دختر همیشه جواباش بیسته
سلام
منم جزءجنس ذكورم اما واسه مرد بودنم خودم نميتونم نظر بدم،واقعيتش تو ذهن من همين ايرادات نسبت به جنس زن هست و لي كمي بدتر،يعني تا حالا نشده كه بخواي تمام مشكلاتتو بذاري كنار و بشيني باهاش مهربون صحبت كني و نامزد يا خانومت نياد گلهگي كنه،چرا شو نميدونم اما مرجان خانوم يقينا از اين قماش خانوما نيست چون خارج رفتس!!!!دنياديدس!!!!
چون خارج رفتس!!!!دنياديدس!!!!
من اين جمله رو منهاى علامت تعجب هاش!!!، شديدا با لهجه اصفهانى خوندم، خداييش نگاه كن.
خارج رفتس، دنيا ديدس،
سلام كافه جون خسته نباشي.
اگر ميشه يك پست هم درباره مهريه زنان بنويس. گذشت آن موقعي كه يك سري مرد احساسي 1000 تا 1000تا مهر خانوما مي كردند و بعد اين مهريه مي شد چماق تو سر مردا و…….. ديگر مرد ها هوشيار شدند مهريه چون عند المطالبه است بايد آنقدري باشه كه آدم بتونه همان موقع پرداختش كنه و خلاص.
فعلا خداحافظ.
كيارش جان مهريه قانون كاملا اسلامى است، و در قوانين اسلامى براى هر چيزى هم بلافصله يك كلاه شرعى ارائه ميشه كه از زير اجراش در برند، درست مثل اين مهريه. يكى از دوستام 3 ماه پيش در حال جدا شدن بود تو ايران، قاضى صاف و پاك بهش گفت نداره خانم ( يعنى آقا پول نداره) ديگه هم قانون زندان براى مهريه لغو شده، خودش رو كشت از كل 700 تا سكه، 1 سكه پيش گرفت، ماهى 200 هزار تومن. هنوز دنبالشه داره شكايت ميكنه. ميخواستم بگم اگه خيلى پولدارى كه ميتونى بدى ديگه غصه نداره اگه هم كه مشكل مالى دارى كه نميتونى جيرينگى بپردازى بازم غصه نخور، حكومت اسلامى !!! كاملا ازت دفاع ميكنه مرد عزيز، برو براى دلخوشى عروس خانم 1000 تا مهرش كن كه وقتى طاقبازه اگه ازت پرسيد كيااارررررررش تو منووو دوستتتت دارى ( با لبهاى غنچه ) شما بهش بگين معلومه عزيزم نديدى 1000 تا سكه مهرت كردم، بعد تو دلت همزمان بخندى بگى ، كارتو بكن بابا چه كشكى چه ماستى!!!
و هم اكنون رشته كلام را به دست كافه چى ميسپارم، آقا اين منبر و ميكروفنش خدمت شماا !!!
داداش من،اون زن غیر ایرانی که به درد ث.ک.س میخوره، ماله مرد غیر ایرانیه…
من دفعه اوليه كه اينجا رو ميخونم اما به شدت از كامنت هاي مرجان حمايت ميكنم. نه اينكه چون زنم. بلكه واقعا داره منطقي ميگه
با اجازه كافه عزيز
مرجان جان اين چيزي كه شما ميگيد من از هيچ كس نشنيدم كي گفته قانون زندان براي مهريه لغو شده ! زمزمه هايي دراين رابطه بود ولي اجرا! همين يك هفته پيش اخبار 20:30 در ميان زندانيان اين مرد هاي بخت برگشته را نشان داد تازه بعد مادي كه مهم نيست مگه زن طلاق دادن و تحمل اثرات روحي و اجتماعي آن در جامعه اي مثل ايران آسونه متاسفانه اين اهرم فشار حتي در خانواده هاي فرهيخته هم وجود دارد ميگي نه برو اين لينكو بخون عزيزم
http://www.tehranlondon.com/article.php?id=34719
متاسفانه اين راه براي بعضي از خانوما (گفتم بعضي ها نگفتم همه) منبع درآمد است خصوصا اينكه در زمان عقد شما مي توني نصف مهريه را بگيريد بدون اينكه چيزي رو از دست داده باشيد اميدوارم منظورم رو متوجه شده باشيد تازه همان حكومت اسلامي اسم طرف رو هم از شناسنامه خانوم پاك مي كرد
فعلا خداحافظ
کاش تمام مرد و زن های ایران اون قدر ثروتمند بودند که کسی از در نیاز بی پولی مهریه به اجرا نمی گذاشت
کاش مردم ایران اون قدر ثروتمند بودند که موقع عملیات بیت المقدس یادشون نمی افتاد که باید چک رو پاس کنند
کاش مردم ایران اونقدر در رفاه بودند که مشکلی به نام چکه سقف براشون پیش نمی اومد
کاش مردم ایران اون قدر خوش اخلاق میبودند که موقع وارد شدن به خانه عین دوتا کبوتر (جوگیر نشو بابا ) دور هم میچرخیدن
کاش مردمایران اونقدر خوش بودند که فکر مشکلات از سرشان بیرون میشد وووووو…………………
ولی شدنی نیست
چرا
آها…………..
حالا پیدا کنید پرتغال فروش را !!!
نادر جان ( منظور كافه چى عزيز هست) آقا قربون دستت ، شما يه لطفى بكن يوزر پسورد اينجا هم بده به من برو ديگه كارت نباشه، ويكند رو برو ببينم چند تا سقف ميتونى ايزوگام كنى!! من خودم اينجا جواب ميدم!!!! آقا شرمنده كه اينجا من دارم پذيرايى ميكنم اما:
كيارش جان من كاملا صحبت شما رو قبول دارم كه بعضى از زنها اين راه مهريه رو كردند اسباب كاسبى شك ندارم اما اون خانما حواسشون جمعه تورشون رو جايى پهن ميكنند كه به هدف برسند، عرضم به حضورتون كه دادگاهههاى ايران، از تمام درامد و املاك و دارايى داماد صورتبردارى ميكنه و تخمين ميزنه كه تا چه حد توان پرداخت مهريه رو داره. يك وقتى كه هست كه طرف داره ميخواد از زيرش در بره زدو بند ميكنه املاك رو به شكل صورى به اسم خواهر برادر ميكنه در نتيجه موضوع كش مياد تو اين كش واكش تا تعيين تكليف نهايى طرف يك چند وقتى آب خند ميخوره كه نوش جانش. وگرنه كسى كه ثابت كنه هيچى نداره زندانى نداره.
باور كن اون يك قلم كلاهبردارى ديگه دست خود آقايونه، اگه بخوان ميتونن راحت بفهمند زنى كه اومده طرفشون به چه قصدى اومده.شما حالا حساب كن يك آدم پولدار كه يك دختر جوون و خوشگل با پتانسيل هاى لازم مرد خر كنى ( دور از جون آقايون اينجا ) مياد سر راهش ، خودش بايد فكر كنه كه اين دختر واقعا دنبال چيه. اينجاست كه من ميگم آقا تو زندگى حرفه اى بازى كن. اينجاست كه ميگم قماره. خيلى از ما اشتباهاتمون رو ميخواهيم بندازيم گردن طرف مقابلمون. من حماقت ميكنم ميگم از بس مردك پدر سوخته بود! اينجا خودم محكومم و بس. معيارهاى ازدواج تغيير كرده هم از نظر پسر ها هم از نظر دخترا، اين خود جوونها هستند كه همه چيز رو خراب كردند.
ولى با اينحال من آرزو ميكنم كه هيچكس گرفتار اين درگيريها نشه
کافه چی: اینجا متعلق به خودته دوست عزیز ما هم استفاده می کنیم
در مورد مهریه من اگر یه زمانی قرار باشه مرتکب ازدواج بشم کلش را نقد میدم همون اول میپرسم چندتا سکه میخوای بهت بدم و خلاص
البته احتمال دو رقمی شدن تعداد سکه ها بسیار بعید خواهد بود
بابا همون قضيه واردات رو بچسبيد هم در اين دنيا عاقبت به خير مي شد هم در اون دنيا
اصلا كار درست همينه
نكنه بريد زن ايراني بگيريد؛ پوستتون رو مي كنه ها
اينا اصلا جنبه ندارن؛ نمونش همين مهريه
كافه چي جان نكنه پسورد بدي به اين مرجان؛ يك اين وبلاگ ما از دست اين فمينيست ها راحتيم اينم به باد ميره؛ اونوقت از فردا بايد بياييم اند مزمت مرد مطلب بخوانيم
کافه چی: کجا راحتیم امین جان براشون نیروی کمکی هم داره میاد میترسم اخرش ما را هم فمینیست کنند
حق
درود
من هی میگم دوست ندارم از این کامنتهای بیمزه بنویسم، شما نمیذارید!
خواستم از کافهچی محترم و سرکار مرجان خانم، وکیلم؟!…… نه ببخشید اشتباهی شد! داشتم از جناب صاحب کافه و مرجان خانوم رفته گل بچینه…
ای بابا چرا نمیشه؟!!
آقا ممنون که امشب با این کامنتها حال ما رو جا آوردید، خستگیمون در رفت!
خلاص.
آخیش!
کافه چی: من هی میگم به این کامنت جواب ندم ولی نمیشه
ای بر اون عضو چپت صلوات
مرسی رفیق
من پايه واردات هستم عجيب ولي به شرطي كه گمركي و ماليات نداشته باشه مرجان عزيز ميگه مرد هاي ايتاليايي خوبند ولي شارلاتان تر از آنها خودشونند (خيلي دودره بازند) من با خيلي از اين ايتاليايي ها به سبب كارم سر و كار داشتم اما اما اما دختراي باحالي دارند يادمه كه در يك نمايشگاه خارجي تو دبي از مايكن هاشون براي تبليغات استفاده كرديم خلاصه تعريف نمي كنم دلتون نخواهد(اوكراينيها و بلاروس هم تو اين زمينه ها پيشتاز هستند) ولي خلاصه تمام بحث اينه كه ازدواج ايراني هزينه زيادي براي ما مردا داره پس بهتره مثل انگليسها سياست راهبرديمون رو تغيير بديم (منم مثل مرجان جون عاشق سياست هاي انگليس هام خصوصا چرچيل )
حالا اين تغيير مشي مي تونه ازراههاي ديگر هم انجام بپذيره مثلا به جاي اينكه ما بريم خواستگاري اين دخترها يك كاري كنيم (مثلا بيخيال هر چي زن بشيم)كه آنها مجبور بشند بيان خواستگاري ما مهريه و ديگر هزينه ها رو هم آنها بدند آخه مجبور ميشند ديگه نه! مي دونيد چرا كه؟حتما ميدونيد.
درخواست : دوست عزيز آقا نادر گل لطف كن يك نظر سنجي اونم فقط از كاربران مرد بگذار بلكه بتونيم اين سنت پر هزينه رو بشكنيم .
بدرود.
کافه چی: کیارش جان نتیجه این نظرسنجی که مشخصه یعنی مردی هم هست که با سنتهای منحط به جا مانده از پیش از دوره قاجار موافق باشه ؟ مطمئنن حتی زنها هم موافق نیستند چون زنهای ایرانی به حمدالله خیلی به روز فکر میکنند
من نه از زن دفاع میکنم نه از مرد ولی دیگه هرکسی این رو میدونه که بعد از مدتی تو زندگی زناشویی روابط ممکنه یه کم سرد بشه . هم زن و هم مرد باید متوجه این مسئله باشن و تلاش کنن . میگن زندگی دو نفره این یعنی اینکه هر کدوم سهمی دارن . این دوست شما سهمش همین توقع 6 بوده از زنش ؟؟
خوب یه بار مثل بچه آدم خواسته ش رو به همسرش میگفته و بعد هم حرفای اون رو میشنیده …. زندگی یهنی همین کیارش جان .
راجع حرفهای اون موقع باید بگم که اول طرفت رو بشناس بعد خودت میفهیمی که باید چی بگی . یکی از بستنی شکلاتی خوشش میاد یکی از وانیلی ببین کدوم رو دوست داره همون طعم رو واسش زنده کن برادر . اگه عاشقش باشی و عاشقت باشه که دیگه معلومه دیگه …. هر چیز لازم خودش به زبون میاد .
شبنم جان:
آهان ميريم سراغ فلسفه شناخت .من از شما مي پرسم كه شناخت از چه طريقي وبه چه قيمتي ؟؟مشگل اين نقاب است كه مرجان عزيز گفت (يعني طرف خودشو بستني سالار نشون ميده ولي بعدا متوجه ميشي نوشمكم نيست)
يك دوستي داشتم كه 4سال زندگيش رو مثلا در دوران نامزدي براي خانوم تباه كرد نتيجه چي شد؟ ما از لحاظ روانشناسي به هم نمي خوريم (جواب خانوم)حالا فكر نكنيد اين طرف خودم بودم يا تمامي اين بلاها سر خودم اومده و حسابي دلم پره حرف من حرف تمام پسرها و شايد دخترا است(چه جمله اي شد) ولي هدف پيدا كردن راه حل است كه من معتقدم يا بايد زن نگرفت و از جور ديگه اي زندگي رو گذراند كه اين در اروپا و غرب رايجه در ايران هم رسوخ كرده يا خودتو بسپاري به دست سرنوشت واسلام
در آخر يك جمله توپم براتون بگذارم: تاهل يک کلمه نيست، يک جمله است و تمام ايراد قضيه همين است(دين مارتين )
تو بد مخمصه ای افتادی کافه چی . همون روز که بازار گرمی می کردی فهمیدم چت شده . این چند تا پست اخیرت منو یاد حسینی (اخلاق در خانواده) میندازه که راهکارهای زناشویی پیشنهاد می داد و آخرش هم خودش ….
راستی تو جنگ با فمینستها نیوفت که من علیرغم ارادت به دوستیمون تو لشگر مقابلم و کمکی نمی تونم بهت بکنم . پوستتم می کنم و توش کاه پر می کنم که درس عبرتی بشه واسه سایرین . راستی کامنت مرجان خانوم باحال بود . تازگیها چه خبر ؟؟!!!
کافه چی: سحر پوست ما را که روزگار کنده اگه بتونی تاکسی درمیش کنی که خدمتی کردی به حفظ اثار فرهنگی این مرز و بوم
اولن موضع خودم رو با اين مطلب روشن كنم :
به قول مرحوم جد بزرگوارم ” اگه زنها عقل داشتند كه تخمهايشان در سينهايشان جانمايي نمي شد .!!! ” ( در حمايت از مصطفي بزرگ )
( توضيح علمي : از نظر پزشكي مطلب فوق به اثبات رسيده است هركه منكر شد برود بررسي نمايد …. )
اما اندر باب زن و خصايص آن : زنان را همي اين سخن كافي است كه بي شرم تر از آنان در كره خاكي و حتي غير خاكي وجود ندارد . چه بسا شب تا صبح و بلعكس در حال ث.ك.ث ( از بكار گيري كلمه بدين شكل حال مي كنم .) با آناني و بعد از انجام امورات مربوطه با هر بيان و شيوه اي بازهم آنانند كه سر افرازند و زبان دراز …
شخص شخيص بنده مقاله اي در زمينه چرا بايستي مردان متحمل هزينه هاي گوناگون شوند در حاليكه اين زنانند كه سوار بر زندگي مي شوند را تهيه نموده ام كه عنقريب باعث خروج جامعه ذكور از خجالت اين بي چشم و رويان مي شود …
.
.
و اما اندر رهنمود دوست گرانقدر صاحب كافه :
درباب ازدواج مهم نيست كي مي خواهد زندگي كند يا نكند مهم اين است وارد اين حيطه به هر دليلي قبل از تصميم گيري و گذشت زمان شوي خود روزگار و شرايط آن زمينه را براي تصميمات بعدي و برنامه ريزي هاي آني فراهم مي نمايد …
کافه چی: یزدان توضیحات علمیت جالب بود ولی فکر اینم بکن که تو میای یه چیزی میگی بعدن اینا پوست منو میکنن
در مورد ازدواج هم میشه توصیه ات را اینجوری معنی کرد: برای بچه اتون قبل از اینکه عقلش در بیاد زن بگیرید چون وقتی عقلش درامد دیگه زیر بار نمیره
نگران کنده شدن پوست اونجات نباش، هر کی باهات در افتاد ما پشتتیم، مطمئن باش ور افتاد. مخلصیم
البته اضهارات بنده در حضور یزدان جان بشتر گه خوریه چون ایشان و اجداد شریفشان هم در این ضمینه دستی در کار دارند. و در کل با توجه به فرمایشات کامل ایشان جایی برای عرایض بنده باقی نیست
با اینکه من هم تصمیم به ازدواج ندارم ولی در این جور موارد زیاد تند رو نیستم و تعصبی عمل نمی کنم فقط دوست دارم بگم یه حدیثی از پدر بزرگوارم رو همیشه در بلندی های ذهنم ثابت نگه داشتم و اون حدیث اینه : “زنها حیوانند”. کوتاه، مفید و مختصر. واقعا از داشتن یه همچین پدر فهمیده و عالمی احساس غرور می کنم.
به پدرم : پدر جان ازت متشکرم.
كافه جان تكليف منو روشن كن ببينم شما احتمالا با اين آقا يزدان رودرواسى چيزيى كه ندارى؟؟ يعنى اگه باعث سر شكستگى شما نميشه من شاخام و تيز كنم؟؟؟
چون زنده ولش نميكنم !!!
[حدیث اینه : “زنها حیوانند”. کوتاه، مفید و مختصر. واقعا از داشتن یه همچین پدر فهمیده و عالمی احساس غرور می کنم.
به پدرم : پدر جان ازت متشکرم.]
از بى تربيتى و بد دهنى در هر حالتى حتى شوخى متنفرم، هر چند كه اينجا مال كافه چى عزيز هست و من كاره اى نيستم اما توهين به هر موجوديتى يا شخصيتى نشانه كامل حماقت و ضعف است و بس.
حالا بايد ديد شما چه معجونى از كار در امديد، مادرت كه يك حيوان ناشناخته است بنا به فرمايش پدر، پدر هم كه كلا الاغ تشريف داشتن كه با حيوان يك عمرى سر كردند و زاد و ولد راه انداختند، تشخيص جنسيت جنابعالى خيلى مشكل شد;)
کافه چی: مرجان من یک مقدار سرم شلوغه مراقب باش اینجا خون و خون ریزی به پا نشه ورود سلاح سرد و گرم به کافه را ممنوع کن جنازه رو دستمون نمونه
من هم با بی تربیتی مخالفم به نظر من لذتی که در کندن پوست طرف به صورت مودبانه وجود داره در هیچ کار دیگه ای وجود نداره مخصوصن اگر طرف مقابل جنس لطیف باشه
این یزدان هم از دوستان قدیمی کافه هست که یک مقدار زبونش تنده و تخصص خاصی در حملات زبانی داره شما هم که جزو دوستان گرانقدر ما هستی در نتیجه ز هر طرف که شود کشته سود اسلام است
آقا اگه یه موقع خواستید راجع به فرهنگ منحط ازدواج در ایران و ظلم وارده بر مردها تغییراتی بوجود بیارید لطفن مسائل زیر رو هم در نظر بگیرید:
1- از این به بعد یک زن هم باید بتونه حق انتخاب داشته باشه، یعنی سوای نوع فرهنگ، تحصیلات، سطح مالی و امثال اون همسری رو برای خودش انتخاب کنه و بدون در نظر گرفتن تابوی موجود و شرم و… که همش ساخته و پرداخته ذهن سودجویان این رسوم هست، و با سربلندی و بدون ترس از سرزنش هایی که ممکنه از جانب شوهر آینده ش وقتی برای آقا تکراری شد، دست به انتخاب بزنه و خواستش رو مطرح کنه، لطفن نگید که الان این امکان وجود داره و ژست روشنفکری نگیرید چون نتیجه ی اینکار مشخصه، در واقع باید یه چند نسلی از دخترای عزیز بسوزن تا شاید این فرهنگ مسخره عوض شه، اونم که با عنایات آقا احمدی نژاد!! غیر ممکن می زنه!
2- یه زن بتونه بعد از 800 با ث.ک.ث شاید هم بیشتر بدون اینکه از عواقب اون بترسه بره خواستگاری و همسر دلخواهش رو انتخاب کنه، چون حقوقش برابر شده(شاید تعجب آور باشه ولی هنوز هم قبل از ازدواج تو این مملکت یه خانم باید از تو و بیرون و هر جای دیگه آزمایش بشه، تا آقا داماد مطمئن شه، عروس خانم یکی از اون 800 تای قبلی نیست!)
3- اگه یه زن از سر سیری از همسرش حتی در غیاب 4 شاهد عاقل و بالغ، خودش شهادت به کج روی شوهر بکنه، شوهر رو هم سنگسار بکنن مثل وضعیت الان زنها(این واسه بعد از ازدواجه و باید زحمت بیشتری برا تغییرش بکشید)
4-فعلن تا همینجاش رو تصحیح کنید تا بعد …
راستی جانمشا اگه مادر شما الان حکم حیوان رو داره، خواهرانی از شما که ازدواج نکردند و پا به مرحله زنیت نذاشتند حکم چی رو دارند.
تا جاییکه من می دونم مقاربت انسان با حیوان جایز نیست پس نتیجه می گیریم پدر محترم شما هم انسان نیست، خب طبعن حرف پدر شما درست در می یاد و زنهای حیوان، هم حیوان می شن دیگه و بچه هاشون حیوانتر چون زاده ی دو تا حیوانن!
کافه چی: ساناز شما مبدا تاریخ و جهت حرکتت را روشن کن که میخوای رو به جلو حرکت کنی یا سنت حسنه سنگسار را تقویت کنی؟ دوتاش که با هم نمیشه
در مورد خواستگاری دخترها از جنس مذکر هم فکر می کنم باز شما دچار خلط مبحث شدی. اول باید روشن کنی برای خودت که میخوای مسایل به صورت سنتی حل و فصل بشه یا امروزی؟ اگر سنتی که دیگه تکلیف معلومه مادر پسره یه دختر را توی حمام یا پای سفره ابولفضل یا توی پارتی میبینه و به پسرش میگه و باقی قضایا اما در شکل امروزیترش اول دختر و پسر توی محل کار یا پارک یا جای دیگه اشنا میشن یه مدت با هم دوستن بعد اگر توافق کردن هر دو به خانواده هاشون خبر میدن این چیزیه که من دور و بر خودم میبینم و توی این مدل ازدواج خواستگاری یه مراسم فرمالیته است. دخترها اگر از کسی خوششون امد میتونن چراغ سبز بدهند و با هم اشنا بشن نیازی هم به خواستگاری نیست
با عرض پوزش از کافه چی و سایر مراجعین محترم
به مرجان :
تو که شاخ نداری می بایستی { …… } رو تیز کنی، بی ادب…
من با هیچکی رو در بایستی ندارم ها
کافه چی: یزدان صلوات بفرست اگر هم اتئیست هستی یک دقیقه سکون کن
به صورت مسالمت امیز هم میشه دعوا کرد باور کن خیلی بیتره
شرمنده مجبور شدم پیامت را ادیت کنم اینجا فقط یک قانون داره: توهین به دیگران ممنوعه البته توهین به من اشکالی نداره
خب من مبدا و جهت حرکتم رو واضحتر تشریح می کنم، البته خیلی معلومه، حرفهای من از سر نارضایتی از سنت های غلطی هست که وجود داره، اشاره من به این مسائل یا سنت حسنه سنگسار به این دلیله که یادآوری کنم اگر فرهنگ غلطی وجود داره در امر ازدواج و در مورد آقایون، بدتر از اون در مورد خانم ها هم هست! و اینکه چرا برخی از اقایون ناراحتی خودشون رو از قانونی مهریه سر خانم ها خالی می کنن، چرا عوض اینکه به دولت و حکومت و مراجع قانونگذاری خرده بگیرن(همون قانونی که لایحه حمایت از خانواده رو با اون بند معروف رو طرح کرد) با خانم ها سر ناسازگاری دارن، من به عنوان یک دختر تو این جامعه شخصن با برخی قوانین ازدواج مخالفم ولی وقتی می بینم که آثار این قوانین رو من باید پاسخگو باشم در موضع مقابله به مثل در می یام و با آقایون مثل خودشون برخورد می کنم.
در مورد خواستگاری یه دختر، اینجوری در نظر بگیر که دختری از پسری خوشش می یاد، ولی اون پسر به هر دلیلی پا پیش نمی ذاره، دختر به این فکر می کنه خب، قرن 21 هست و می ره تقاضاش و علاقش رو مطرح می کنه(البته نه اینکه با والد و والده محترم بره خواستگاری ها، اینو نوشتم چون گفتید نیازی به خواستگاری نیست) خب آقا پسر هم الان دیگه چراغ سبزه رو نشون می ده، با هم ازدواج می کنن ولی بعد گذشت مدتی اختلاف پیدا می کنن، حالا اون خانم هی باید از شوهر محترم و دیگران بشنوه که : “تو خواستی و تو پیشنهادت رو مطرح کردی”، احتمالن می گید که خانم تو انتخابش اشتباه کرده و یا هرچیزه دیگه ای، قبول شاید اشتباه کرده باشه، ولی یه آقا هم می تونه این انتخاب نادرست رو بکنه با این تفاوت که اون دیگه با جمله های مذکور مواجه نمی شه!
ذکر این جمله ها ربطی به اختلافات اونها نداره، ولی یه نوع شکنجست که داره از طرف شوهر تحمیل می شه و فکر کنید چه بلایی سر یک زن می یاد.
این داستان رو گفتم چون نمونش اطرافم اتفاق افتاده!!!
بله فرهنگ اون پسر اشکال داره، اصلن کسی با همچین ذهنیتی نباید پیشنهاد یه خانم رو بپذیره، ولی اتفاقی هست که افتاده، و اگر یک روزی این فرهنگ اصلاح بشه و پیشنهاد یک خانم به آقا عرف بشه دیگه شاهد این نوع مسائل نخواهیم بود.
کاش به جای اینکه هر دو جنس بیفتیم به جون هم، با هم کاری بکنیم که این اداب غلط اصلاح بشن.
عذر می خوام که طولانی شد، سعی کردم که تو حرفام هیچ نکته ی مبهمی نمونه.
راستی کافه نادری محترم درسته ما جهان سومی هستیم و از تکنولوژی به دور ولی دیگه نه در حد حموم عمومی.
حق
درود
کافهچی محترم میشه تکلیف اون عضو چپ ما رو مشخص بفرمایید ما بفهمیم چه کاره عالمیم؟! منظورم اینه که منظورت چیه؟!
علیرغم میل ظاهریام لازمه که دوباره از کامنتهای شما و خانم مرجان تشکر ویژه کنم. راستی توهین به هر شکل رو هم محکوم میکنم.
جدیش اینه که از شما توقع دارم تذکر بدهید. بحث داشت خوب و البته بامزه پیش میرفت تا این که….
بهروز باشید.
آقا تو رو خدا یکی بگه چرا اسم کسانی که از وردپرس میان و کامنت میذارن به بلاگشون لینک نمیشه؟!
از اینجوری خوشم نمیاد:
http://drnr.wordpress.com
آره بابا تازه مي خواستيم بياييم كلي اين ضعيفه ها رو اذيت كنيم ها
آخه چرا توهين مي كنيد كه مجبورشيم عليرغم ميل باطنيمون پشت سرشون وايسيم؛ ببخشيد جلوشون وايسيم؛ زن هميشه پشت مرد بايست حركت كنه
داش كافه رو بهم نريزيد؛ قليون رو بگو چاق كنن
ولي خداييش؛ ببين ديگه ما هر چي هم رووشن فكر بازي درآريم؛ آخه چجوري يك زن با 800 نفر آره ديگه و تازه بخواد انتخاب كنه؛ تازه يكبار هم كه نبوده؛ مثلا بخوايم شكلات بخريم؛ عمرا بتوني 800 تا شوكولات بخوري بعد انتخاب كني
الان كمي موندم؛ ماجرا برميگرده به همون مثل قديمي كه اين رفيقمون يا نميدونه 800 تا چيه، يا ث.ك.ث يعني چي
درود بر كافه چي و تمامي اهالي كافه
ساناز عزيز:
اول اينكه اگر توجه كنيد الان حداقل در شهري مثل تهران ودر بسياري از جاهاي ديگه مي توان گفت كه دخترا تقريبا حق انتخاب دارند(حداقل من كه اينجوري ميبينم) يعني بسيار دخترايي رو ديدم كه پيشنهاد ازدواج به طرف مقابل مي دهند كما اينكه به دليل فرهنگ غلط حالا قضاياي بعدش رو نميدونم متاسفانه الان تا با يك دختري يك مقدار گرم ميگيري ميگه بيا خواستگاريم خدايي قصد توهين ندارم ولي اينطور نيست؟؟؟؟ (خواهشن دوستان نظرشونو بگند شايد من اشتباه ميگم) متاسفانه مساله شناخت كه در بالا بهش اشاره كردم با اين وضع نمي تونه صورت بگيرد و متاسفانه بسياري از ازدواجها به دليل ص ك ص انجام ميگيره و طرف نميدونه عشق خود طرف مقابل شده يا….. چون شناخت وجود نداره (همين مساله رو مرجان عزيز در وبش در قالب يك داستان منعكس كرده)
دوم اينكه الان وضعيت خيلي نسبت به قبل براي زن ها بهتر شده از جمله ديه زن با مرد برابر شده(يكي از دوستام كه تو بيمه كار ميكنه گفته)وديگر كمتر زني رو سنگسار ميكنند كما اينكه همين هفته پيش حكم سنگسار يك خانوم با وجود فيلم موجود رد شد ديگه حسابي خوش به حالتون شده تازه سهم ارثيه براي زنان رو هم دارن درست ميكنند
در مورد مهريه هم ما كه صدامون به جايي نميرسه حداقل شما كه ذينفعيد يك مقدار مدارا كنيد!
در نهايت قبول دارم كه بسياري از سنن اشتباست اما توجه داشته باشيد كه مطالبي كه تحت عنوان تغيير فرهنگ گفتم تحت عنوان مشي آينده ما(مردان) آورده شده نه چيزي كه الان وجود داره. فعلا
بدرود
به امين!
نه امين فكر كنم منظور از 800 تا با 800 نفر نبود. كلا 800 تا يعنى شما حالا فرض كن، 10 تا دوست پسر داشته باشى ( چه كيفى داره ) بعد خوب با هر كدومش هم 5 ماه دوست باشى، 5 هفته كلا پريودى، ميشه 15 هفته، هفته اى 4 بار برى سفر، ميشه 5 ماهش 60 بار، جمعه ها رو هم دو بار حساب كن، ميشه 15 تا اضافى به عبارتى ميكنه 5 ماه 75 بار10 نفر هم كه هستند ميشه 750 بار كلا !!!! خوب درسته، ديگه 10 تا 5 ماه، ميشه 50 ماه، 24 ماهش هم دو دره بازى در بيارى، بعضى از اون پسرا رو سر كار بذارى همزمان با 2-3 نفر باشى كلى در وقت SAVE ميشه يعنى ميشه 50 ماه منهاى 24 ماه به عبارتى ميكنه 26 ماه، كلا ميشه 2 سال و 2 ماه، هم دو در كردى، هم حال كردى هم 750 بار آفيشيالى بوده، اين وسط ها هم ديگه 50 بار ميشه پريد اينور اونور، حله ديگه !!!!!!! امين جان مرجان غلط محاسباتى نگيرى وسط اعداد و ارقام آفيس دارم كامنت تايپ ميكنم اونم شديدا قاچاقى !! ماشين حسابم هم دم دستم نيست!!;)
چه می کنه این 800، چه شور و شوقی، چه فسفرهای خاک گرفته ای که سوزونده شد، بدون ماشین حساب!
بیان 800 یه بزرگنمایه بخاطر معطوف شدن بیشتر ذهن خواننده به واقعیت تلخ موجود، مفهوم رو نا دیده گرفتین وفقط این عدد نظرتونو رو جلب کرد.
منظور من خواستار شدن این حق نیست، از توضیحات کامنت دوم کاملن مشخصه، حالا یا نفهمیدید یا نخواستید که بفهمید.
امین این رفیق ریاضیش خوبه، پس می مونه حالت دوم و از همینجا اعتراف می کنم صد البته که اطلاعات من در مورد قضیه عمرن به پای شما برسه، بابا ایول مطلع !
به هر حال هرکسی برحسب فهم گمانی دارد، پس هر چه می خواهد دل تنگتان بگویید.
و دوست محترم کیارش :
تصویری رو که شما ازش صحبت کردید نشون دهنده ی یه دنیای تقریبن منصفانست، و چقدر خوبه اگر جامعه فعلی واقعن اینطوره و من خبر ندارم، در این حالت یا اطلاعات من خیلی محدوده یا به خاطر درک بیشتر دنیای زنانه می گم که حداقل در مورد ابراز علاقه هنوز اینطور نیست و عواقبی داره، از نظر خودم مورد دوم محتمل تره،حتی در صورت تحقق تمام این شرایط چیزی به حقوق زنها اضافه نشده، فقط برابر شدن!
در مورد نظرخواهی، فکر می کنم اگه بگه هم حق داره! خب شمای نوعی چرا می ری با یه دختر گرم می گیری(یعنی اونقدر گرم می گیری که دختره همچین بگه، و الا دو تا دوست معمولی یا دو تا همکلاسی و … که اینو نمی گن به هم) وقتی برا آشنایی بیشتر برا ازدواج نیست، خب دختره هم خوب کاری می کنه نمی ذاره فقط باهاش وقت بگذرونی! تکلیفش رو مشخص می کنه.
در مورد مهریه، قبلن هم اشاره کردم که شخصن با برخی از قوانین مخالفم، اما آیا شما هم به مسئله حق طلاق فکر کردید، در صورتی که یه زن خواستار طلاق باشه فکر می کنید به راحتی می تونه طلاق بگیره، مسئله مهریه الان بیشتر بعنوان یه اهرم فشار برای طلاق استفاده می شه، چرا رو باید از قانونگذار پرسید، اگر قراره اصلاحاتی صورت بگیره شامل حق طلاق هم می شه.
و پایان حرفهای من اینکه اگه رابطه ای از اول درست شکل بگیره نیاز به هیچ کدوم از این گرو کشی ها نیست، اصلاح رو از تفکرخودمون شروع کنیم.
اینم نتیجه ی اخلاقی ماجرا
برو بچ بريد خونه هاتون اينجا رو شلوغ نكنيد
مگه نديد كه وقتي مي ريد مهموني تا نميه شب پلاسيد ديگه صاب خونه مي خواد دكتون كنه؛ ساكت ميشه و …
يعني جون هر كي دوست داريد بريد ديگه
بابا اين كافه چي هم بيچاره سر سام گرفت؛ آخه خونه ملت جاي دعواست
همتون شاد باشيد
امين جدى اومده بودم همينكار رو بكنم ها، يعنى ميخواستم يك آايييييييى نفسسس كش بگم يكى از صندلى هاى كافه رو بچرخونم بالا سرسم و بگم، كلا بحث تعطيله، كافه هم تعطيله، خوردنيها رو كه خوردين ! برنامه كمدى هم كه ديدين، سخنرانى آقا ! همراه با حديث مربوطه هم كه شنيدين، ديگه بسه،
همينجا از كافه چى عزيز هم دنيايى تشكر ميكنم كه اينجا رو چند روزى در اختيار اشرار !! محله گذاشت اينو جدى ميگم كه ممنون. از شوخى گذشته از همه كسانيكه نظراتشون هم گفتند ممنون، اما جدى صلوات، پست بعدى كافه چى هم خيلى با حاله، بريد يك پله بالاتر اونجا رو شلوغ كنيم با هم!
چای تلخه رفیق سعی نکن شیرینش کنی !
………………………………………….
همینجوری یه چی گفتم تا یه چیزی گفته باشم خدای ناکرده لال از دنیا نرم
شایدم یه جور احوال پرسی
اهالي كافه:
نتيجه:من هم با نظر دوستان عزيز موافقم. بعد از كلي بگو مگو و….. بايد اعتراف كرد كه اين بحث خيلي كش داره و اگر بخواهد ادامه پيدا كنه حالا حالا ها هم تموم نميشه بعلاوه خيلي از اين مشكلات متاسفانه فرهنگ ما هستند كه بحث فرهنگي خيلي مفصله و اين كافه هم گنجايشش رو نداره.در كل من سعي كردم هر آنچه كه به نظرم مي رسد با در نظر گرفتن عدم توهين به ديگران بگم همين الانم اگر مطلبي نوشتم كه موجب رنجش خاطردوستان عزيز شد عذر خواهي ميكنم و اميد وارم روزي برسه كه امثال من ياد بگيرند كه نظراتشون رو با رعايت ادب و بدون توهين به ديگران ابراز كنند و باز به اميد روزي كه تمام اين سنت هاي غير قابل قبول از سر راه ما برداشته بشه و در نهايت ازصاحب كافه عزيز به خاطر اي پست داغ و زحماتشون تشكر ميكنم.پاينده باشيد
بدرود.
به بعضی از افراد توصیه می کنم حتما برن توی یه دوره ی عقیدتی-تربیتی ثبت نام کنن، ضمنا چون می دونم هر چقدر سزا و ناسزا نثارشون کنم توسط آقای کافه ادیت می شه، پس چیزی نمی نویسم، مطمئنم خودشون می تونن حدس بزنن چه جملات گرانباری نثارشون شده.
بیشتر از این مزاحم بحث پر بارتون نمی شم.
به کیارش خان :
با تشکر از زحماتتون، ازتون ممنونیم به خاطر course آموزشی مفیدتون، امیدوارم بتونید بیشتر برای ما بدبختا وقت بزارید، برامون حرف بزنید،دیگه… اینا… دیگه…،آها…، اگه می شه تکرارش رو هم فرداش پخش کنید.
کافه چی برام سواله که چرا همه هوادارات می گن ما پشتتیم !!!
(البته دلیلش می تونه همون کمبود امکانات باشه) خلاصه که امیدوارم لذت وافری از پشت شما بودن ببرند .
ته نوشت : کافه گی هم همینجاست ؟؟
مردهای ایرانی اکثرا اگه بخوان خیلیییییییییییییی روشن فکر باشن شروع می کنند افکارشون رو در مورد س..ک…س تغییر می دن. مثلا نهایت تلاششون یاد گرفتن پزیشن های مختلف یا یاد گرفتن اینکه چی باید بگن هست…. خوب به اینش انتقادی نیست. اما نمی دونم چرا درجه دگرگونی ها و تحولاتشون رو از این حد بالاتر نمی برن. یاد نمی گیرند زنی که در طول روز بهش بی توجهی شده. بی احترامی شده, دیده نشد, زنی که به جز در رختخواب حرف محبت آمیز نشنیده و زنی که یک عمر بهش یاد دادن پاکی یعنی بی میلی به غریزه ی حیوانی جنسی قبل از ازدواج!! نمی تونه اون طوری که شما دوست داری!! و در اون زمانی که شما می پسندی هات باشه!! نمی شه موتور جنسی رو یک عمر خاموش کرد و یک دفعه به یمن ورود شوهر محترم روشنش کرد.
به کافه چی :
من همش به یه بخش کوچیک و عقب مانده از فیزیولوژی نسوان اشاره کردم . هدفم توهین نبود. حداقل اگه قراره عدالت رعایت بشه هواست به ادیت کردن تهدیدهای یه تعداد نورچشمی رانت دار هم باشه .
به کیارش :
آبجی بی ادب خودتی …
سلام .
در مورد مطلب شما ؟ عجب زن سر به هوایی بوده .مثل همان لاک پشتی که بی موقه سخن گفت ..
باید به دل مرد راه آمد …
مرد هم نباید سریع طلاق می داد باید به زنش آموزش می داد .
—-
در مورد مهریه : خوب من این را در زندگی ام عملی کردم و الان تا گردن ///نه ///تا خرخره تو مردابم و دارم غرق میشم …
مهرم 300تا بود با پای خودم حرف شوهره را گوش کردم و مرا برد محضر 14 تا کرد ..
حالا نگو شوهره معشوقه داشته و زن باز حرفه ای است و الان زن صیغه ای داره و حسابی عشق و حال میکنه …بعد از گذشت چند سال از زندگی من تازه فهمیدم ..!!!
حالا قصدم طلاق است ..اما او طلاق نمی ده ..
کاش در برابر کم شدن مهریه ام اجازه طلاق را گرفته بودم .
الان مثل برده در خانه اش هستم .
هیچ حق و حقوقی ندارم ایشان هم زرنگ تر از این حرفهاست فکر بعد از مرگش را کرده و دار و ندارش را به نام غیر کرده که در صورت فوت یک موقع به من ارثی نرسه …
اجازه کار کردن هم ندارم ..اینده ای نا معلوم در خانه اش دارم .
شب میشه /صبح میشه . بی هدف . فقط به طلوع و غروب خورشید و بزرگ شدن فرزندم دلم خوشه …
–خانواده ام هم می گویند خود کرده را تدبیر نیست ..تو نباید مهریه ات را کم می کردی ..
من این روز را ندیده بودم …
البته مهریه من دادنی بود چون طرف خانه داشت .همه چی به نفع من بود .
اما من خر شدم گفتم مهریه نمی خوام یک زندگی با ارامش می خوام .
و این شد ارامش //شب و روزم خون گریه کردن شده …
پس به سنت قدیمی ها باید احترام گذاشت ..
مهریه حق زن است و از شیر مادر حلال تر ..
مثل من بدبخت نشوید
من همش به یه بخش کوچیک و عقب مانده از فیزیولوژی نسوان اشاره کردم .
آخر حيوان انسان نما تو چي از اين دنيا مي فهمي الاق بيشعور كه اين جوري با بقيه صحبت كه چي بگم “واق واق”ميكني و بااين چرت و پرت ها عابروي اين مرد ها رو ميبري.دلم به حال تو اون رفيق بيشعورت و اجدادت و ….مي سوزد آخر كره خر به دنيا اومدي و خر پير از دنيا ميري امثال تو در ديوانه خانه جا دارند .
به يزدان:
راستي اشتباها اين مطالب رو نوشتم چون تو و آن دوست الاقت رسما اعلام كرديد كه از آميزش يك انسان (به ظاهر انسان) با يك حيوان قدم نحستان رو به اين دنيا گذاشتيد . و اينقدر حقير هستيد كه آدم نبايد حتي شما رو نگاهم كنه چون بايد كفاره بده.در ضمن آقاي صاحب وبلاگ اگر نميخواهي وضع وبلاگت به اين ترتيبي كه ميبيني باشه يك فكري به حال اين جور آدم ها (حيوان ها)بكن.
به رهگذر :
فرزندم چرا چنين به خود مي پيچي و نزاكت و ادب را به فراموشي سپرده اي …
افسوس هرچه به مادرت سفارش نمودم بعد من مواظب تربيت تو باشد كه نشد … آخر كار بچه ما ولگرد و رهگذر خيابونها شد …
عجب کوفتمانی شده ایول!
همه کامنتها رو نرسیدم بخونم اما میدونم منم عین خانوم دوستتم یا شبیهش.
شویم هر موقع با رئیسش دعواش بشه یا یه باسن خوشگل تو ماهواره ببینه یا حقوق میلیونیشو کمتر واریز کنن یا یکی از اقواش بمیره(فوت کنه) یاد من میفته . تازه اتهامش قبول نداره و میگه منو خواسته.
خدا اون روز رو نیاره که من در برم تا مدتها خرجی خونه قطعه با بچه دعوا میکنه هیچی برا خونه نمیخره و …
حالم از زندگی باهاش بهم میخوره اما از اونجایی که با کت نمیتونم برم بیرون هنوز طلاق نگرفتم.
من نمیدونم بقیه مردا چطورین اما میدونم با یه غریبه راحت میشه هات س ک س داشت اما با مردی که هرروز میبینیش باید روابط عاطفی صمیمانه داشته باشین قبل از اینکه بری سر اصل مطلب بگین بخندین و …
شویم مرد ماموریته و هر بار که میاد خونه تنها و تنها برا برخوردای از س ک س میاد به نظرت کمی زننده نیست
از نظر من زندگی زن و مرد ايرانی خيلی با هم فرقی نداره، منظورم همه زن و مردها نيست بلکه آن کسانی است که زندگی کردن را فقط در حل مسائل نزديک به خودشان می بينند، مثلا يک دختر يا پسر را در نظر بگيره که توانائی زيادی داره، اگر هر روز که از در خانه بيرون مياد ببينه که يک فقير دستش را دراز کرده و کمک می خواد، در بهترين حالت چندتا هزاری به او ميده و خيال وجدانش را راحت می کنه، هزار مانع و دليل پيش خودش قرار ميده و بنحوی از پاسخ علمی درست به وجدانش طفره ميره. کلام رو کوتاه کنم، بايد از پوسته ای که شامل شوهر، همسر، پدرزن، مارزن، پدر شوهر و… هست بيرون بياد- منظورم از پوسته فضای اجتماعی هست که فرد را احاطه کرده و مدام او را در پاسخ گوئی به خواسته های مثلا شوهر يا زن قفل می کنه – و با اين فدا کاری، فقيری که دستش را دراز کرده را نه بعنوان صحنه ای که دلخراشه بلکه به عنوان خواهر يا برادر خودش که مطمئنن بايد عزت و شرف داشته باشه، کمک کنه. از حل مسائل بصورت فردی خارج بشه و با جديت از ديگران مسئوليت بخواد.
سلام به کافچی و اهالی کافه، راستش در کامنت قبلی می خواستم سلام و احوالپرسی را سرآخر که متن را نوشتم به اول کامنت اضافه کنم که دستم رفت روی کليد فرستادن ديدگاه و بدون مقدمه کامنت ارسال شد، اينهم از معايب ساده کارکردن يک سيستمه. خوب حالا از فرصت استفاده می کنم و نکته ای را به کامنت بالا اضافه کنم، منظور من از اينکه زندگی زن و مرد خيلی با هم فرق نمی کنه اين نبوده که مردسالاری در جامع ما نيست و زن و مرد با هم برابر در نظر گرفته میشن، بلکه منظور اين است که هر دو در يک فضای خاص محدود هستند و در اين فضا مرد سهم بيشتری را به خودش اختصاص داده، ولی هر دو از ماندن در اين فضا راضی نيستند.
به علي آقا:
من بدنيا اومدم چون پدرم يه مرد عاقل و منطقي و با شعور بود كه واقعيات رو قبول داشت و به ميل و خواسته خودش ازدواج كردن و تصميم به بچه دار شدن گرفتن.
نه مثل كسانيكه له له ث ك ث رو ميزنن اما انقدر كوته فكر و ابله ان كه منكرش ميشن
با سلام
مدیریت سایت تخصصی دانلود موبایل هستم لینک وب پر بار شما رو در قسمت دوستان سایت قرار دادم لطفا شما هم برای حمایت از ما لینک ما را قرار دهید با تشکر
حمید